عطا ملك جوينى

251

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

دارد بر امام جايز نشايد داشت كه آنگاه بعضى اوامر و افعال او را باختلال عقل و فساد مزاج و دماغ حوالت توان كرد لاجرم روز بروز آن علّت زيادت مىبود تا مستولى شد ، و به آخر عهد بيرون نقصان عقل غريزى و نيافتن تأديب و « 1 » پرورش در ايّام صبى از اثر آن رنج علاء الدّين بىتدبير ديوانهء بود از چند سال باز مستوجب بند و زنجير ، چون اين حالت درين عهد بوده است و اهالى روزگار بر سوء تدبير و فساد عادات و خبث خيال و اهمال و اخلال و غايت جنون و رسوم ناميمون او وقوف دارند بشرح احتياج نمىنمايد كه تفصيل آن بتطويل انجامد و تقرير عشر عشير از وصف آن « 2 » بتحرير طوامير تيسير « 3 » نه‌پذيرد ، و اگر بعضى را شبهتى افتد از خاتمت بر فاتحت و از عاقبت بر بدايت و از نتيجه بر مقدّمه استدلال بايد كردن ، با « 4 » نخوت پادشاهى و غرور آنك از كودكى تا آخر عمر اتباع و اشياع او « 5 » اشقياء « 6 » اغبيا بودند و از خيال نابوده و سوداى بيهوده در دماغ او راسخ مىگردانيده و در ضمير سياه و خاطر پر اشتباه او مىنشانده كه هرچ او مىانديشد از نقوش لوح محفوظ مطالعت كرده و هرچ گفت بالهام الهى گفت و در فكر و قول او خطا و سهو جايز f . 170 a نيست تا او نيز بدان فريفت كه با خود در غلط بود و از احوال گذشته

--> ( 1 ) واو فقط در ب ، ( 2 ) كذا فى ح ، آ ى ك م : و تقرير عشر عشير آن در وصف آن ، ( 3 ) ب : تيسّر ؟ ؟ ؟ ( - تيسّر ) ، - كلمهء بعد كذا فى آ منفصلا ، ( 4 ) كذا فى م س ، آ ب ج ل بىنقطه ، د ز ى : تا ، - جملهء « با نخوت پادشاهى الخ » متمّم جملهء نه سطر قبل است ، يعنى اسباب وهن دولت علاء الدّين « بيرون نقصان عقل غريزى و نيافتن پرورش در ايّام صبى » يكى اختلال دماغ او بود از اثر قصد بافراط و ديگر نخوت پادشاهى و غرور آنكه الخ ، و تمام جملهء ما بين يعنى « چون اين حالت درين عهد بوده است الخ » جملهء معترضه است ، ( 5 ) س افزوده : كه ، ( 6 ) كذا فى ز س ، اغلب نسخ : استغنا ، - كلمهء بعد تنقيط قياسى از روى آ س : اغنيا ، باقى نسخ همه محرّف : اغنيا ، اغتبا الخ ،