عطا ملك جوينى
238
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
مذاهب موعود و منتظر است اين بود كه حسن اظهار كرد ، و برين قاعده تكاليف شرعى از مردم برخاسته است چه همه را درين دور قيامت بكلّ الوجوه روى به خدا بايد داشتن و ترك رسوم شرايع و عادات عبادات موقّت گرفتن « 1 » ، در شريعت فرموده بودند كه در شبانروزى پنج نوبت عبادت خداى بايد كردن و خداى را بودن ، آن تكليف ظاهر بود در قيامت خود بدل دائما خداى را بايد بودن و روى نفس خود پيوسته به حضرت الهيّت متوجّه داشتن كه نماز حقيقى اينست ، و هم برين قياس همهء اركان شريعت و رسوم اسلام را تأويل كردند و تظاهر « 2 » بدان مرتفع پنداشتند و حلال و حرام اكثر برداشتند ، حسن جايها گفته است چه بتعريض و چه بتصريح كه همچنانك در دور شريعت اگر كسى طاعت و عبادت نكند و حكم قيامت به كار دارد كه طاعت و عبادت روحانى پندارد او را بنكال و سياست مأخوذ دارند و سنگسار كنند اگر كسى در دور قيامت حكم شريعت به كار دارد و بر عبادات و رسوم جسمانى مواظبت نمايد نكال و قتل و رجم « 3 » و تعذيب برو واجبتر باشد و ازين شيوه خرافات و مزخرفات ، تا بدينطريق « 4 » اغوا و اغرا « 4 » و ابطال و اضلال آن مدابير مخاذيل در درياى ضلالت غرقه و در بيداى حيرت سرگشته شدند و خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ در اباحت افتادند و غلاة ايشان f . 167 b بعمد يا بجهل ملتزم مذهب اباحت گشتند و قومى خاك بدهانشان الهيّت بر ائمّهء ضلال خود كه از بهايم و سباع و حشرات در مرتبه خسيستر بودند اطلاق كردند ، چون اظهار اين بدعت و الحاد جايز داشتند جماعتى
--> ( 1 ) آ ط : كردن ، ( 2 ) كذا فى ز ك ، آ ب ج ط ل م : به ظاهر ، س : ظاهر ، - يعنى تظاهر برسوم و آداب شريعت اسلام را كه سيرهء حسن صبّاح و خلفاء او بود ايشان مرتفع پنداشتند ، ( 3 ) كذا فى ج م س ، د ط : زخم ، باقى نسخ : رحم ، ( 4 - 4 ) آ ب : اعرا و اعرا ( كذا ) ، م : اغرا و اغوا ،