عطا ملك جوينى

229

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

همه چنان نوشتى كه حسن بن محمّد بن بزرگ اميد ، و بعد هذا همچون ديگر اقوال و افعال آن جهّال ضلّال كه همه مخاريق « 1 » و تزاويق « 2 » بودى چنانك در امثال سايرست كه « 3 » يسرّ حسوا فى ارتغاء « 4 » در فصول بى اصول كه نوشتى و تقرير مذهب نامهذّب كه دادى وقت وقت بتعريض و گاه‌گاه بتصريح چنان فرانمودى كه با آنك او را در ظاهر پسر محمّد بن بزرگ اميد دانسته‌اند در حقيقت امامست و پسر امام از اولاد نزار بن المستنصر ، چنانك در آن هنگام كه ذكر دعوت بعلامت « 5 » كه آن را دعوت قيامت خوانند بقهستان مىفرستاد و آنجا نيز « 6 » اشاعت آن شناعت خواست كرد اين ذكر صريح گفته است ، و آن حال چنان رفت كه حاكم قهستان را كه از قبل او در آن مملكت نايب بود رئيس مظفّر خواندندى ، خطبه و 66 a سجلّ و فصل « 7 » كه در ماتقدّم ذكر رفت بر دست شخصى كه او را محمّد خاقان « 8 » گفتندى برئيس مظفّر فرستاد تا آنجا بر مردم خواند ، و بر زبان

--> ( 1 ) كذا فى ج م ، ساير نسخ بىنقطه يا با تنقيط ناقص ، - رجوع بص 227 ح 8 ، ( 2 ) تنقيط قياسى از روى ح : تراويق ، و آ : نراويق ، ساير نسخ همه محرّف و فاسد : بواريق ، براويق ، تزاريق ، - رجوع كنيد بص 223 ح 7 ، ( 3 ) « كه » فقط در د ، در بعضى نسخ « بى ؟ ؟ ؟ » و در بعضى ديگر « فى » بجاى آن ، ( 4 ) تنقيط قياسى از روى آ ب : يسر ؟ ؟ ؟ حسوا فى اربعا ؟ ؟ ؟ ، ز : يسر حشوا فى اربعا ، ساير نسخ همه كمابيش محرّف و مغلوط ، و چون اصل مطلب واضح است در نقل تصحيفات فاسدهء آنها فائدهء متصور نيست ، - الارتغاء شرب الرّغوة قال ابو زيد و الأصمعى اصله الرّجل يؤتى باللّبن فيظهر انّه يريد الرّغوة خاصّة و لا يريد غيرها فيشربها و هو فى ذلك ينال من اللّبن ، يضرب لمن يظهر امرا و هو يريد غيره ( مجمع الأمثال 2 : 251 ، و لسان العرب در رغ و ) ، ( 5 ) كذا فى جميع النّسخ ، - گويا مقصود حكايت چهار علم سفيد و سرخ و سبز و زرد باشد كه در ص 226 اشاره بدان شد ، ( 6 ) كذا فى ح ، ساير نسخ : بر ، ( 7 ) رجوع بص 226 س 10 ، و ص 228 س 11 ، ( 8 ) ز : خاقانى ،