عطا ملك جوينى
221
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
واضحترست كه بامثال اين بهتان و اشكال اين تزوير حضرت او را كه منبع « 1 » صفح و منشأ رأفت بود نسبت توان داد ، فى الجمله و الكلام يجرّ بعضه بعضا با سرسخن آمديم ، بزرگ اميد بر سر ضلالت در دست « 2 » جهالت نشسته بود تا بيست و ششم جمادى الأوّل « 3 » من سنة اثنتين و ثلثين و خمسمائة در پاى هلاكت نرم شد و دوزخ از حطب جثّهء او گرم گشت ، [ ذكر سلطنت محمد بن بزرگ اميد ] پسر او محمّد كه پيش از وفات بسه روز او را ولىعهد كرده بود به حكم آنك انّا وجدنا آباءنا على امّة تشييع « 4 » سنّت او كرد ، چنانك « 5 » خاتمت وخيم پدرش بر قتل مسترشد بود فاتحهء مذمومهء او بر قتل پسر مسترشد الرّاشد باللّه بود ، و سبب آن حالت آنست كه چون راشد بخلافت بنشست بعضى بخلع او مايل شدند و جمعى برقرار در بيعت او بايستادند ، بعد ما كه با « 6 » سلطان مسعود بكرّات حربها كرده بود بر عزيمت قصد ملاحده و انتقام خون پدر از بغداد حركت كرد ، در راه رنجور گشت و هم در آن ضعف باصفهان رسيد ، از مخاذيل فدائيان « 7 » مغافصة در بارگاه او رفتند و « 8 » بكارد زدند « 9 » و هم آنجا او را دفن كردند ، و از آنوقت باز خلفاى عبّاسى مختفى شدند و از خلق محتجب گشتند ، و محمّد بزرگ اميد بر متابعت مذهب حسن صبّاح و پدر خويش در استحكام قواعد آن مىكوشيد و در اقامت رسوم اسلام و التزام شرع هم بر آن شيوه كه ايشان اظهار كرده
--> ( 1 ) كذا فى ب د ز ح س ، آ ج ل م : مبناء ، ( 2 ) يعنى در مسند ، ( 3 ) كذا فى النّسخ القديمة ( رجوع بص 201 ح 4 ) ، ب ك : الأولى ، ج ل : الآخر ، ى م : الآخرة ، ( 4 ) كذا فى ب ج م ، غالب نسخ با تنقيط ناقص ، د : تشنيع ، - تشييع يعنى تقويت و متابعت ، رجوع بص 143 ح 5 ، ( 5 ) س : و چنانك ، ( 6 ) « با » فقط در ب ح ، ( 7 ) م س افزودهاند : جمعى ، ( 8 ) نسخ غير آ ب ح افزودهاند : او را ، ( 9 ) در 25 يا 26 رمضان سنهء 532 ( عماد كاتب ص 180 ، و ابن الأثير 11 : 28 ) ،