عطا ملك جوينى

206

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

زارى كرد مقام نساخت چنين گويند كه بكرمان « 1 » رفت تا بعد از آنك بازآمد « 2 » در الموت متمكّن گشت و نظام الملك را بر دست فدائيان بكشت و سلطان ملكشاه بعد از نظام الملك بچهل روز وفات يافت و امور ملك مختلّ و مزلزل « 3 » گشت و هرج‌ومرج در ولايات پديد آمد و در انتهاز آن فرصت كار حسن صبّاح قوى شد و هركرا بيمى بود به دو التجا مىكرد رئيس ابو الفضل مذكور فرصتى طلبيد و بالموت رفت و در زمرهء او « 4 » منخرط شد ، حسن صبّاح روزى روى به دو آورد و گفت هيچ معلوم شد كه ماليخوليا مرا بود يا ترا ديدى كه چون دو يار مساعد يافتم بسخن خويش وفا كردم و دعوى خود را برهان بنمودم « 5 » ، رئيس ابو الفضل در پاى او افتاد و استغفار كرد ، و بعد از نظام الملك « 6 » بمدّتى « 7 » در دو نوبت دو پسر او را كارد زدند يكى را كه نام احمد « 8 » بود ببغداد مفلوج گشت ،

--> ( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ، جامع b 75 : بمصر ، - و اين غلط فاحش است ظاهرا چه جوينى در ابتداء اين حكايت ص 204 گفت : « و حسن صبّاح در آن‌وقت كه از مصر بازگرديده بود ، پس اين واقعه قطعا بعد از مراجعت او از مصر بوده است نه قبل از آن ، ( 2 ) ج ط ل س افزوده‌اند : و ، ( 3 ) كذا فى تسع نسخ ، ط م : متزلزل ، ( 4 ) آ د ح « او » را ندارند ، س : در زمرهء خدّام ، ( 5 ) كذا فى د ط ى س ، ز : و برهان دعوى خود را بنمودم ، باقى نسخ : و برهان خود را دعوى بنمودم ، ( 6 ) كذا فى جميع النّسخ ، جامع b 75 : و پيش از واقعهء نظام الملك ، - و آن غلط فاحش است ، ( 7 ) آ ج ز ل : مدّتى ، د : در مدّتى ، ( 8 ) يعنى ابو نصر احمد بن نظام الملك كه او نيز مانند پدرش ملقّب بنظام الملك بود ، وى از سنهء 500 - 504 بوزارت سلطان محمّد بن ملكشاه و از سنهء 516 - 517 بوزارت خليفه المسترشد باللّه منتصب بود ، و در سنهء 544 در بغداد وفات نمود ، و كارد خوردن او بدست باطنيّه در سنهء 503 بود در جامع بغداد ، رجوع كنيد بابن الأثير در حوادث سنوات 500 ، 501 ، 503 ، 504 ، 516 ، 517 ، 544 ، و تاريخ السّلجوقيه از عماد كاتب ص 96 - 102 كه لقب او را ضياء الملك مىنويسد ، و راحة الصّدور راوندى ص 152 ، 162 - 165 ،