عطا ملك جوينى

198

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

است پيغامبر عليه السّلام مىگفت امرت ان اقاتل النّاس حتّى يقولوا لا إله الّا اللّه يعنى كه گفتن لا إله الّا اللّه از من مىبايد گرفت و اين تعليم است بجواب گويند اين معارضست « 1 » بحكايت پيرزن كه چون او را از خدا بپرسيدند اشارت به آسمان كرد پيغامبر عليه السّلام گفت دعوها فانّها « 2 » مؤمنة ، و گفت عليكم بدين العجائز ، و نگفت « 3 » پيرزن را f . 161 b كه تو خداشناسى از من نگرفتهء مؤمن نيستى ، و اعرابى « 4 » گفت ا ليست الزمان حقا « 5 » پيغامبر عليه السّلام گفت دعوه فقد فقه « 6 » ، و امثال اين زيادت از آنست كه بر توان شمرد ، و چون اين كتاب نه جاى « 7 » ابطال مذاهب باطل و اثبات مذهب حقّ است برين قدر اختصار « 8 » اولى ديد ، اين « 9 » نوع خرافاتى كه ظاهر آن حبايل « 10 » تلبيس و باطن آن غوايل « 11 »

--> ( 1 ) كذا فى خمس نسخ ، باقى نسخ : معارضتست ، يا : معارضيست ، ( 2 ) كذا فى ح ، اغلب نسخ ديگر : انّها ، و بعضى اصل اين حديث را ندارند ، ( 3 ) كذا فى ك س ، آ : بكفت ؟ ؟ ؟ ، ز : بلفت ؟ ؟ ؟ ، ح : كفت ، باقى نسخ اصل جمله را ندارند ، ( 4 ) كذا فى د ط ، آ ز ح س : اعرابى را ، ج ل م اصل جمله را ندارند ، ( 5 ) كذا فى ا د ( ) ، س : البست ؟ ؟ ؟ الزمان حقا ( ) ، ز : الست الزمان حقا ( ) ، ح : اليست الدريان ؟ ؟ ؟ حقا ( ) ، ط : اليس الزمان حقا ، ج ى ل م اصل جمله را ندارند ، - تصحيح اين عبارت با فحص بسيار براى من ممكن نشد و اصل حديث را نتوانستم در جائى بدست بياورم ، ( 6 ) كذا فى ح ، ز ك م : دعوت فقد فقه ، آ : دعوت فقد فقه ، ج ل : دعوت و تدفعه ( ل : و ندفعه ) ، د ط : دعوت لقدومه ( د : بقدومه ) ، ى س اصل جمله را ندارند ، ( 7 ) تصحيح قياسى از روى ح : نه حال ( ظ - نه جاى ) ، باقى نسخ همه : بر حال ، ( 8 ) س فقط : اقتصار ، ( 9 ) باز از اينجا تا چهار پنج سطر ديگر تقريبا به عين عبارت در ابن اسفنديار b 145 مسطور است ، ( 10 ) تنقيط قياسى از روى ح : حبايل ( - حبايل ) ، ابن اسفنديار b 154 : حايل باقى نسخ : حوايل ، يا : حامل ، يا كلمات فاسدهء ديگر ، ( 11 ) كذا فى ط ، اغلب نسخ : قوايل ، ح : قبايل ؟ ؟ ؟ ، س : قابل ،