عطا ملك جوينى

174

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

او را از مصر تحف و عطايا متواتر « 1 » و او را ببيعت خويش دعوت مىكرد ، معتمد الدّوله او را اجابت كرد و اهل موصل را بر طاعت حاكم و مخالفت القادر باللّه تحريض « 2 » نمود و خطبه بنام « 3 » حاكم گفت و از آنجا بكوفه رفت و آنجا [ نيز ] خطبه بنام « 3 » او كرد ، و در آن‌وقت بهاء الدّولة بن عضد الدّوله بفارس رفته بود چون ازين حال خبر يافت بمعتمد الدّوله كس فرستاد و تشديد نمود ، معتمد الدّوله از كردهء خويش پشيمان شد و ربقهء طاعت حاكمى را از سر بركشيد و در بلاد مذكور خطبه باز بنام القادر f . 158 b باللّه خواندند « 4 » و از دار الخلافه بخلع گرانمايه مخصوص گشت ، و تفاصيل و كيفيّت اين حال در تواريخ مثبت است اينجا طريق ايجاز مسلوك مىشود و « 5 » غرض ازين نقل « 6 » محضرى است كه بر بطلان « 7 » نسب « 8 » ايشان بسته‌اند « 9 » و نسخهء آن اينست « 10 » بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 11 » هذا ما شهد به الشّهود انّ معدّ « 12 » بن

--> ( 1 ) ج افزوده : كرد ، ز افزوده : مىفرستاد ، ( 2 ) د ز ح : تحريص ، ( 3 - 3 ) فقط در ح ، - « و فى هذه السّنة [ 401 ] ايضا خطب قرواش بن المقلّد امير بنى عقيل للحاكم بامر اللّه العلوى صاحب مصر باعماله كلّها و هى الموصل و الأنبار و المدائن و الكوفة و غيرها » ( ابن الأثير 9 : 92 ) ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ بصيغهء جمع ، يعنى نوّاب معتمد الدّوله يا مردم على العموم ، ( 5 ) ح اين واو را ندارد ، ( 6 ) ج ح ندارند ، ( 7 ) فقط در ح و از ساير نسخ ساقط ، ( 8 ) ج : نسبت ، ح : نسيت ؟ ؟ ؟ ، ( 9 ) كذا فى آ ( بسته‌اند ) ، رجوع بص 146 ح 5 ، و ص 159 ح 9 ، ح : نشناسد ؟ ؟ ؟ ، ج : نبشته‌اند ، د : نوشته‌اند ، ز : نوسته‌اند ، ( 10 ) متن اين محضر قدح را ابو الفدا 2 : 142 - 143 ، و مقريزى در اتّعاظ 22 - 23 ، و ابن تغرى بردى در النّجوم الزّاهرة 2 : 112 - 113 نيز ذكر كرده‌اند با اندك اختلافى با جهانگشا ، ( 11 ) بسمله فقط در ح ، ( 12 ) اى المعزّ ،