عطا ملك جوينى
152
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
به ذبح عظيم اشارتى بود به مثل اين صورت و بر جمله خرافات بسيار تقرير دادند ، و « 1 » در ميان ايشان داعيان خاستند كه يكى ازيشان ميمون قدّاح « 2 » بود و پسر او عبد اللّه بن « 3 » ميمون 22 كه او را از علماى بزرگ آن طايفه شمرند و « 4 » حسن شيخ عبدان 23 « 5 » ، و بروزگار جعفر صادق رضوان اللّه عليه ابو الخطّاب 24 « 6 » كه دعوى الهيّت جعفر كرد چنانك حلوليان « 7 » يا اتّحاديان « 7 » گويند ازيشان بود و جعفر صادق در حقّ او گفت ملعون هو و اصحابه ، و امثال ايشان كه ذكر هر قومى در كتب تواريخ و مقالات بشرح بياوردهاند « 8 » بسيار بودهاند « 8 » ، و بر جمله آن مذهب و مقالت فاش گشت و در « 9 » اكثر بلاد اسلام از مغرب و مشرق قومى پديد آمدند بعضى پوشيده و بعضى آشكارا و همه را بر آن اتّفاق كه روزگار از امامى خالى نبود كه خداى را به او توان شناخت و بىمعرفت او « 10 » خداىشناس نتوان بود « 10 » و پيغامبران در همه روزگار « 11 » به او « 12 » اشارت كردهاند و شريعت را باطنى و ظاهرى « 13 » هست اصل باطن باشد و چون بر باطن شرع
--> لا غير چه علاوه بر مطابق بودن آن با دستور المنجّمين كه نسخهء بسيار معتبر قديمى است از اسماعيليّهء نزاريّه و اصل نسخه از عهد خود ايشان باقى مانده است برحسب سنّ نيز موسى بن جعفر تقريبا در تمام عمر خود معاصر با محمّد بن اسماعيل بود نه با اسماعيل ، رجوع كنيد بحواشى آخر كتاب ، ( 1 ) آ ج اين واو را ندارند ، ( 2 ) كذا فى آ ج ز ، ح : مداح ؟ ؟ ؟ ، د : مداح ، ( 3 ) د كلمهء « بن » را ندارد ، - تفصيل حال عبد اللّه بن ميمون قدّاح ان شاء اللّه در حواشى آخر كتاب ذكر خواهد شد ، ( 4 - 5 ) كذا فى آ ز ح ، ج : حسن شيخ عبد اللّه ، د اصل جمله را ندارد ، - براى ترجمهء حال اجمالى از عبدان و تصحيح اين عبارت رجوع كنيد بحواشى آخر كتاب ، ( 6 ) براى ترجمهء حال ابو الخطّاب رجوع حواشى ؟ ؟ ؟ آخر كتاب ، ( 7 - 7 ) آ : با الحاديان ، ز : با الحاديان ( يا ) با الحاديان ، ح د : بالحاديان ، ح : بالحاديان ، ك : يالحاديان ؟ ؟ ؟ ، - تصحيح قياسى متيقّن ، ( 8 - 8 ) كذا فى آ ج ز ، د ح ندارند ، ( 9 ) آ ج ز « در » را ندارند ، ( 10 - 10 ) ح : خذاشناسى نبوذ ، ( 11 ) ح : روزگارها ، ز : روزگارى ، ( 12 ) د ح : با او ، ج : بذو ، ( 13 ) د ح : ظاهرى و باطنى ،