عطا ملك جوينى

153

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

واقف شدند از تهاون به ظاهر خلل « 1 » نباشد و بدين سبب مقالت ايشان از مقالت اصحاب مذاهب يعنى از ملّت خارج « 2 » شمرند « 3 » ، و اكثر ايشان بر اباحت محرّمات اقدام نمودند « 4 » ، تا بروزگار معتمد « 5 » خليفه « 6 » در سنهء ثمان و سبعين و مائتين « 6 » كه ظهور قرامطه بود 25 و شرح آن در تواريخ مذكورست و اوّل ايشان حمدان قرمط « 7 » بود 26 ، چون « 8 » جمعى برو گرد آمدند « 9 » در سواد كوفه خروج كرد و دست بقتل مسلمانان و نهب اموال و سبى « 10 » ذرارى برآوردند و در شهرهاى عراق و شام افتاد « 11 » و در باديه مىشد و فتنهء ايشان عظيم گشت و خلفا از كار ايشان عاجز شدند و بر بحرين مستولى شدند و بعد از آن بمكّه رفتند و حاجّ « 12 » را قتل كردند و چاه زمزم از كشتگان « 13 » انباشته كردند و حجر اسود « 14 » را پاره كردند « 15 » و مدّت بيست و پنج « 16 » سال ايشان داشتند 27 و

--> ( 1 ) ز ح : خللى ، ( 2 ) د : خوارج ، ( 3 ) ح : شمردند ، ( 4 ) كذا فى ج د ز ح ، آ : نمايند و نمودند ، ( 5 ) كذا فى اربع نسخ ، ج : معتضد ، ( 6 - 6 ) ح ندارد ، ( 7 ) كذا فى آ د ز ح ، ج : حمدان قرمطه ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 8 ) كذا فى آ ج ، ز ح : و چون ، د : و ( بجاى چون ) ، ( 9 ) كذا فى ح ، آ ج د ز افزوده‌اند : و ، ( 10 ) كذا فى ح ، آ ج ز : دست ، د ندارد ، در ز بخطّى جديد كلمهء « دست » زده شده است ، - و كلمهء ذرارى تصحيح قياسى است بقرينهء « سبى » ، آ ج ز : درازى ، د ح ندارند ، در ز كلمهء « درازى » بخطّى جديد زده شده است ، ( 11 ) كذا فى آ ز ، ج : افتادند ، د : مىافتاد ، ح : مىافتد ، ( 12 ) كذا فى آ د ح ، ج ز : حجّاج ، ( 13 ) ح : مردكان ، ( 14 ) كذا فى اربع نسخ ، ز : الاسود ، - ز ح « را » را ندارند ، ( 15 ) كذا فى آ د ز ، ح و جامع التّواريخ ورق b 11 : به دو پاره كردند ج : برداشتند ، - در هيچ‌جا عجالة نيافتم كه قرامطه حجر اسود را به دو پاره كردند چنان كه مقتضاى ح و جامع است بلكه بعضى از مورّخين از جمله مقريزى در اتّعاظ ص 129 ( « شقوقا حدثت فيه بعد انقلاعه » ) و ازرقى و ابن جبير گفته‌اند كه حجر اسود به چند پاره شده بود ، و بعضى ديگر از جمله ابن الأثير بكلّى ازين فقره ساكت‌اند ، رجوع بقرامطهء دخويه ص 147 ، ( 16 ) كذا فى جميع النّسخ ( آ : بيست بنج ) ، رجوع بحواشى آخر كتاب ،