عطا ملك جوينى
151
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و پيش از ملّت اسلام دور ستر « 1 » بود « 2 » امامان پوشيده بودند و « 3 » 155 b بروزگار علىّ رضى اللّه عنه كه امام او « 4 » بود ظاهر شد « 5 » و از عهد او تا اسماعيل و محمّد بن « 6 » اسماعيل كه هفتم « 7 » بود ظاهر بودند « 8 » و ابتداى ستر باسماعيل بود « 9 » و محمّد كه آخر « 10 » دور ظهور بود بتمامت مستور شد « 11 » و بعد ازو امامان مستور باشند تا وقتىكه ظاهر شوند ، و گفتند موسى بن جعفر فادى « 12 » النّفس بود از اسماعيل و علىّ بن موسى الرّضا فادى « 13 » النّفس بود از محمّد بن اسماعيل 21 « 14 » و قصّهء ابراهيم و ذبح و فديناه
--> ( 1 ) كذا فى ج و جامع a 11 ، آ : شير ؟ ؟ ؟ ، ز : شر ، د ح جمله را ندارند ، ( 2 ) كذا فى آ ج ز بدون واو عاطفه ، د ح جمله را ندارند ، ( 3 ) كذا فى ح ، باقى نسخ واو را ندارند ، ( 4 ) د ح « او » را ندارند ، ( 5 ) جامع a 11 : امامت ظاهر شد ، و اين معنى روشنتر است ، ( 6 ) د « بن » را ندارد ، ( 7 ) كذا فى جميع النّسخ ، و در دستور المنجّمين ورق b 334 نيز او را « السّابع التّامّ » ميخواند ، و اين مسئله كه اسماعيليّه در شمار ائمّه چه نحو حساب ميكردهاند كه محمّد بن اسماعيل هفتم ميشده است نه هشتم تاكنون براى راقم سطور درست روشن نشده است ، رجوع كنيد بخطط مقريزى ج 2 ص 229 ، 231 ، و بترجمهء اين فصل از آن از مسيو كازانوا در رسالهء موسوم به « تعاليم مخفيّهء فاطميّين مصر » ص 137 حاشيهء 2 ، و ص 140 ح 1 و 4 ، ( 8 ) كذا فى آ ج ز و جامع a 11 ، ح : شدند ، د : شد ، ( 8 - 9 ) كذا فى ح ، آ : واندا ؟ ؟ ؟ سير ؟ ؟ ؟ با اسماعيل بود ، ج : و بابتدا سر باسمعيل بود ، ز : و ابتداء اسير ؟ ؟ ؟ باسمعيل بود ، د جمله را ندارد ، ( 9 - 10 ) كذا فى آ ج ز ، ح : و محمد كى احر اين ؟ ؟ ؟ ( - كه آخر اين - ظ ) ، د جمله را ندارد ، ( 11 ) كذا فى ح ، آ ج ز : شدند ( ) ، د جمله را ندارد ، فقرهء معادلهء جامع a 11 : و ابتداء ستر از اسمعيل [ بود ] و از محمّد كه آخر دور و [ كذا ] ظهور بود بتمامت مستور شدند ، ( 12 ) تنقيط قياسى ، ج ح : فادى ؟ ؟ ؟ ، آ د ز : مادى ، جامع a 11 : مفاد ، ( 13 ) تنقيط قياسى ، ج : فادى ؟ ؟ ؟ ، آ د : مادى ، ز : بادى ، ح جمله را ندارد ، جامع : مفادى ، ( 14 ) ح اصل جمله را از « و گفتند » تا اينجا اينطور دارد بحذف يك جمله از بين : « و گفتند موسى بن جعفر فادى النفس بود از محمّد بن اسمعيل » ، و اين اگرچه مخالف با چهار نسخهء ديگرست ولى عينا مطابق است با دستور المنجّمين ورق a 344 : « و قد روى انّه [ اى موسى الكاظم ] فدى ابن اخيه محمّد بن اسماعيل لمّا طلبه العبّاسيّة » ، و احتمال قوى دارد كه فقط همين نسخهء ح صواب باشد