عطا ملك جوينى

149

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

قبول كردند ، و از آن‌جانب علىّ بن اسمعيل من نجا برأسه « 1 » برخواند و متوجّه جانب شام و مغرب شد و چون او طالب امامت « 2 » نبود و كسى نيز متابعت او نكرد آنجا ظاهر « 3 » شد و از پشت « 4 » او فرزندان ظاهر شدند « 5 » و هنوز هستند ، و « 6 » جماعت اسماعيليان را رؤسا پديد آمد « 7 » و مقالت را « 8 » شرح و بسطى بدادند و گفتند هرگز عالم بىامامى نبودست و نباشد و هركس كه امام باشد پدر او امام بوده باشد و پدر پدر او [ و ] هلمّ جرّا تا بآدم عليه السّلام و بعضى گويند تا بأزل از جهت آنك بقدم « 9 » عالم گويند ، و همچنين پسر امام امام باشد و پسر پسر او و « 10 » هلمّ جرّا تا بأبد ، و ممكن نباشد كه امام وفات كند الّا بعد از آنك پسر او را كه بعد ازو « 11 » امام خواهد بود ولادت بوده باشد يا از صلب او جدا شده ، و گويند معنى آيت ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ و معنى آيت وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ اينست ، و شيعه چون بريشان حجّت آوردند بحسن « 12 » علىّ كه امام بود باتّفاق همهء شيعه و فرزند او امام نبود گفتند امامت او مستودع بود يعنى ثابت نبود و امامت عاريت داشت و امامت حسين مستقرّ بود و آيت فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ « 13 » اشارت باينست ، و گويند امام هميشه ظاهر نباشد يكچندى ظاهر باشد و يكچندى مستور مانندهء روز و شب كه متعاقب اند ، در دورى كه امام ظاهر باشد شايد « 14 » كه دعوت او پوشيده

--> ( 1 ) ج ح افزوده‌اند : فقد ربح ، رجوع كنيد بص 46 س 1 - 2 ، ( 2 ) آ : اقامت ، ( 3 ) ج : متوطن ، د جمله را ندارد ، ( 4 ) كذا فى د ح ، آ ز : نسب ، ج : نسل ، ( 5 ) ز : شد ، آ : باشد ، ( 6 ) آ ج د ح افزوده‌اند : آن ، - ج « جماعت » را ندارد ، ( 7 ) ج ح : امدند ، ( 8 ) آ ج « را » را ندارند ، د جمله را ندارد ، ( 9 ) تصحيح قياسى ، آ : تقديم ، ز : تقديم ، ج د ح اصل جمله را ندارند ، ( 10 ) كذا فى ز ، آ واو را ندارد ، ج د ح جمله را ندارند ، ( 11 ) كذا فى اربع نسخ ، آ : از ، ( 12 ) كذا فى ز ، د : بحسن ؟ ؟ ؟ ، ج : حسن ، ح : و حسن ، آ : سخن ، - ز افزوده : بن ، ( 13 ) آ اينجا افزوده : بس ( ) ، ( 14 ) كذا فى ح ، باقى نسخ اين كلمه را ندارند ،