عطا ملك جوينى
135
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و هركس كه بودند از متجنّده با اقمشه و امتعه بيرون آمدند و لشكر مغول در اندرون رفتند و بهدم ابنيه و اماكن اشتغال نمودند و بجاروب « 1 » خاك آن را برفتند ، جمعى از غلاة فدائيان كه جان در راه ضلالت و جهالت فدا كرده بودند باز جستند و بآرزوى دل مرگ خود جستند و مورچهوار پر برآوردند و بر قلّهء قبّهء قصر مشيّد كه مسند مدبّران ملك بلك مدبران دين و دنيا * بود پريدند « 2 » و لو اراد اللّه بالنّملة صلاحا لما انبت لها جناحا « 3 » و دست بجنگ يازيدند ، و از جانب لشكر جنگ پيروز « 4 » مجانيق بر آن زناديق كور چشمان كژ « 5 » اندرونان راست كردند و سبكسنگ و تير تيزپر چون لعنت بر ابليس روان ، سه شباروز « 6 » برين جملت مقاومت نمودند تا روز چهارم كه شجاعان شجاع « 7 » آساى لشكر و دليران * دلبر بر آن « 8 » تند « 9 » كوه با رفعت و شكوه برآمدند و آن ضلّال « 10 » صلال 15 « 11 » فعل را سركوبى نيكو بدادند و اجزا و اعضاى آن بدبختان پارهپاره كردند ، و ركن الدّين چون جز اينكه در خزاين ميمون دز داشت لايق تكشميشى « 12 » پادشاه « 13 » چيزى كه در آن خيرى
--> ( 1 ) ج افزوده : فنا ، ( 2 ) تصحيح قياسى اتّكالا بر ح ( بوذ بذيدند ؟ ؟ ؟ ) ، باقى نسخ : بودند ، ( 3 ) منسوب الى عبد الحميد بن يحيى الكاتب المشهور كتبه عن مروان بن الحكم الى ابى مسلم الخراسانى ، انظر شرح نهج البلاغة لابن ابى الحديد 1 : 313 و 4 : 37 ، انظر ايضا مجمع الأمثال 1 : 57 ، ( 4 ) ب بخطّ جديد روى اين دو كلمه حروف ح م گذارده است يعنى « مؤخّر و مقدّم » يعنى پيروز جنگ ، ( 5 ) ح : كوژ ، ( 6 ) كذا فى آ ، ساير نسخ « شبانروز » و « شبانه روز » ، - آ ه « سه » را ندارند ، ( 7 ) يعنى مار ، ( 8 ) كذا فى ح ( دلبر بر ؟ ؟ ؟ ان ) ، د : دلير بر ان ، ه : دليران بر آن ( يعنى بتكرار دليران ) ، آ ج : دلبران ، ب : دلبران ؟ ؟ ؟ ، ز ندارد ، ( 9 ) آ : بتند ؟ ؟ ؟ ، ج ز : بتند ، د : بند ، ب : سد ؟ ؟ ؟ ، ( 10 ) كذا فى آ ، ح : صلال ، د ه : خلال ، ب ز : خلال ، ج : ضالان ، ( 11 ) كذا فى ح ، د : ظلال ، باقى نسخ : ضلال ، - صلال بكسر جمع صلّ بكسر بمعنى قسمى مار است يا مارى كه زهر آن افسون ندارد ، و اين جمع در كتب لغت مشهوره نيامده است بل فقط اصلال آمده لا غير ، ( 12 ) پنج نسخه با تنقيط ناقص ، ه : تيكاشميشى ، د ندارد ، ( 13 ) بعد از