عطا ملك جوينى

136

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

باشد سبب « 1 » آنك در مدّت آمدوشد « 2 » لشكرها در پاى تفرقه افتاده بود در دست نداشت ايثار كرد و بر اركان دولت و حشم مملكت نثار ، و بقلاع ديگر كه در آن رودخانه بود با ايلچيان ايلخان « 3 » رسل و معتمدان خويش بفرستاد تا پرداخته كردند ، و پادشاه كامياب و كامران مراجعت فرمود ، و ايلچى بكوتوال الموت رفت « 4 » تا او نيز موافقت كند و در ايلى و بندگى با خداوندگار خويش مرافقت نمايد ، از نزول بر فور عدول نمود فرمان شد تا پادشاه‌زاده بلغاى « 5 » با مرد بسيار نامزد محاصرهء آن بود « 6 » لشكر بپاى آن كشيد و بر مدار آن حصار بست « 7 » ، چون ساكنان قلعه در عواقب كار و تصاريف روزگار نظرى انداختند بطلب امان و سؤال احسان رسول فرستادند ، ركن الدّين واسطه شد تا جرايم آن قوم را باقالت مقابل « 8 » فرمود ، و در اواخر ذى القعدة من السّنة المذكورة از آن بدعت خانهء طغيان و آشيانهء شيطان تمامت سكّان آن « 9 » با تمامت اقمشه و امتعه بصحرا آمدند و بعد از سه شبانروز لشكر بر بالا رفتند و آنچ آن جماعت از حمل آن عاجز بودند برداشتند و محلّات و خانها را * بر آب « 10 » آتش انداختند « 11 » و بجاروب هدم خاك آن بر باد دادند و با اصل متساوى كردند ،

--> كلمهء « پادشاه » در نسخهء ب سقط بزرگى دارد باندازهء 16 ورق از اوراق ب كه معادل است با ده ورق تقريبا از اوراق آ و آخر قسمت افتاده اواخر ورق 163 a از نسخهء آ است ، ( 1 ) ه : بسبب ، ( 2 ) ج د ه ح : آمد شد ، ( 3 ) فقط در ح ( ايلحان ؟ ؟ ؟ ) ، باقى نسخ ندارند ، ( 4 ) ه ح : فرستاد ، ( 5 ) كذا فى ج ه ز ، د : بلغاء ، آ : بلغاى ، ح : بلغايى ؟ ؟ ؟ ، ( 6 ) كذا فى آ ج ح ( بود ) ، ه ز : شود ، د جمله را ندارد ، - آ ج ز بعد از اين كلمه افزوده‌اند : و ، ( 7 ) كذا فى آ ز ح ، ج ه : نشست ، د جمله را ندارد ، ( 8 ) كذا فى جميع النّسخ ، لا « مقابلة » كما يمكن ان يتوهّم ، ( 9 ) ز « آن » را ندارد و لعلّه انسب ، ( 10 ) كذا فى ح ، د ه ز : بر اب و ، آ ج ندارند ، - بر آب يعنى فورا و باشتاب و سريعا ، رجوع بمقدّمهء ج 2 ص ز ، ( 11 ) ج : در زدند ، د : زدند ،