عطا ملك جوينى

128

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

چنان مىشد به زير درعها تير * * كه زير برگ گلها باد شبگير تا هنگام آنك آفتاب سپر سايه در پيش كشيد دست از حرب برداشتند ، تا روز چهارم كه عارضهء ايشان را بحران و حجّت حق را برهان بود هنگام تباشير اسفار صباح صياح « 1 » و نفير و بانگ و زئير « 2 » برخاست و از جانبين در مشارع حرب شروع نمودند و از بروج قوس سيّارات تير تيز پر را طلوع دادند و كمان گاو « 3 » را كه اساتذهء ختائى ساخته بودند آماج آن مقدار دو هزار و پانصد گام بر آن كون خران چون جز آن درمان نداشت بر كار كردند و شياطين ملاحده بنصال شهب‌آساى متجنّده بسيار سوخته گشتند ، و از قلعه نيز سنگ بر مثال برگ‌ريزان بود امّا در زير آن « 4 » يك نفس زيادت « 5 » مجروح نشد ، و چون آن‌روز زخم چنگ « 6 » مشاهده كردند دست از جنگ بازداشتند و « 7 » ارباب قلعه از تاب « 8 » مكاوحت باب مصالحت گرفتند « 9 » ، و ركن الدّين نيز ايلچى فرستاد و پيغام آنك توريهء « 10 » نفس تا اين غايت سبب « 11 » آن مىرفت كه وصول مبارك را f . 152 a محقّق ندانسته بودم لشكر دست از جنگ باز گيرد و پاى از مكاوحت كشيده كند امروز يا « 12 » فردا بيرون آيم و خاك بارگاه را توتياى چشم سازم ، حاليا بدين خاك نمك « 13 » آن باد پيماى آبى بر آتش زد تا آن‌روز دامن

--> ( 1 ) ح : صباح ؟ ؟ ؟ ، آ ج ندارند ، - آ ج ز واو بعد را ندارند ، ( 2 ) ز ح : زفير ، د ندارد ، ( 3 ) ح : كمان داو ، ( 4 ) ه افزوده : جز ، ( 5 ) د ه ندارند ، ( 6 ) كذا فى ه ، د ز : زخم جنك ، آ ب ج ح : زخم و جنك ، - چنگ ظاهرا مراد از آن پنجه و انگشتان مردم است و زخم چنگ يعنى « ضرب دست » باصطلاح حاليّه ، ( 7 ) آ ج اين واو را ندارند ، ( 8 ) كذا فى ب ه ، ج د ز : از باب ، آ : از باب ، ح : ارباب ، ( 9 ) كذا فى جميع النّسخ ، و گمان ميكنم صواب « كوفتند » باشد ، ( 10 ) كذا فى ج ه ، آ ب ز با تنقيط ناقص ، ح : فوريه ؟ ؟ ؟ ، د جمله را ندارد ، ( 11 ) ب ج ه ز ح : بسبب ، د ندارد ، ( 12 ) ج ه ز : تا ، ح : الا ، - ه « امروز » را ندارد ، ( 13 ) كذا فى ه ز ح ، آ ب د با تنقيط ناقص ، ج : حال نمك ، - خاك‌نمك مصغّر خاك نم است و آن نوعى از بازى است و آن‌چنان