عطا ملك جوينى

129

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

از حرب باز چيدند روز ديگر هم انتظار انحدار او را بخصام و نقار « 1 » نيازيدند ، آخر روز رسولى ديگر بفرستاد و بر طلب امان يرليغى التماس نمود ، مبشّر « 2 » اين بشارت « 3 » را فرمان شد تا بر وفق ملتمس ايشان * مكتوب يرليغى « 4 » كه سواد آن باسواد حكايات ديگر كه نه لايق اين حكايات بود در تاريخ جهانگشاى جوينى مسطورست « 5 » بنوشت و آن را نزديك او فرستادند و على ملأ من النّاس بريشان خواند ، جمعى كه از مسكهء عقل نه درويش بودند و دوست مال و نفس خويش تبجّح و شادى « 6 » نمودند ، تا بوقت آنك روز بشام رسيد و ضيا بظلام مبدّل گشت وعدهء نزول بفردا دادند ، چون از شب يلدا فردا « 7 » بزاد و « 8 » ركن الدّين آهنگ « 9 » نزول كرد جمعى از غلاة فدائيان بر منع غلوّ كردند و بدان رضا ندادند كه بشيب آيد تا بحدّى كه قصد پيوستند تا جمعى را كه بر راى نزول تحريض « 10 » مىكردند از راه بردارند ، ركن الدّين ديگرباره كس فرستاد كه بر نيّت « 11 » مبادرت ترتيب « 12 » خدمتى « 13 »

--> است كه چيزى را در تودهء خاك نم كرده پنهان سازند و بعد از آن خاك را به دو بخش كنند و هر بخشى از آن كسى باشد و آن چيزى كه پنهان است از بخش هركس برآيد غالب بود ( برهان ) ، يعنى بدين بازى و بدين حقّه‌بازى ، ( 1 ) كذا فى ج ه ، ب د با تنقيط ناقص ، ز : نفار ، ح : نفاد ؟ ؟ ؟ ، آ : تبار ؟ ؟ ؟ ، ( 2 ) آ ج : مبشران ، ( 3 ) آ ز : بشارات ، ( 4 ) كذا فى خمس نسخ ، ح : مكتوبى بر يرليغى ، د : يرليغى ، ( 5 ) سواد اين يرليغ در نسخ حاضرهء جهانگشاى موجود نيست و گويا مصنّف فراموش كرده بوعدهء خود وفا كند ، ( 6 ) كذا فى آ ، پنج نسخه : استبشار ، ح : استيشار ، ( 7 ) ب بخطّ جديد افزوده : ظهور كرد ، د بجاى « چون از شب يلدا فردا » : چون صبح شد ، ( 8 ) كذا فى ه ولى واو عاطفه را ندارد ، ح : براد و ( - بزاد و ) ، باقى نسخ : برادر ، ( 9 ) ب ندارد ، ( 10 ) كذا فى ب ج ز ، آ ه ح : تحريص ( با صاد مهمله ) ، د ندارد ، ( 11 ) كذا فى ب ج ، ح : بر نيت ؟ ؟ ؟ ، د ه ز : ترتيب ، آ : ترتيب ؟ ؟ ؟ ، ( 12 ) كذا فى ب ج ح ، د : بر نيّت ، آ : بر نيت ؟ ؟ ؟ ، ه ز ندارند ، ( 13 ) كذا فى ح ، باقى نسخ : خدمت ، - خدمتى بمعنى پيشكش است ( بهار عجم ) ،