عطا ملك جوينى

112

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

در مقدّمه فرمود تا آن ملاعين متجنّده و كفاة او را كه در جمالاباد « 1 » قزوين موقوف كرده بودند در خفيه بدوزخ فرستادند و از آن‌وقت باز در قزوين مثلى شد كه هركس را بكشند گويند بجمالاباد « 2 » فرستادند ، و ايلچيان بممالك رفتند تا جهت علوفهء حشم تغارهاى « 3 » آرد « 4 » و چهارپاى بسيار از ذبايح و مراكب ترتيب سازند و روان كنند ، چون نقل علوفها از طرف ارمن تا يزد « 5 » و از ولايت اكراد تا جرجان « 6 » بود و چهارپاى ديوانى نه‌چندان‌كه وفا كند فرمان شد تا چهارپاى هركس كه باشد از وضيع تا شريف و از ترك تا تازيك باولاغ گرفتند و تغارها روان كردند ، و هژدهم اين ماه چتر فلك سراى « 7 » بر سر قلّهء « 8 » كه مقابل ميمون دز است از طرف شمال بازگشادند و روز ديگر « 9 » بر جوانب و مدار بر سبيل نظّاره و مطالعهء جنگ‌گاهها طواف فرمود ، و چون « 10 » آن قلعهء « 11 » بود كه گوئى ابو العلا « 12 » از آن اخبار مىكند

--> ( بدون « دز » ) ، ب بتصحيح جديد : پشكل دره ، د ندارد ، ( 1 ) ه ز ح : جمال‌آباد ، ج : حماباذ ، ( 2 ) ز ح : بجمال‌آباد ، ج : بجماباذ ، ( 3 ) آ : نعارهاى ؟ ؟ ؟ ، باقى نسخ : تغارها ، ( 4 ) كذا فى آ ه ، ساير نسخ معنى عبارت را نفهميده‌اند ، د ز : آوردند ، ح : اوند ( كذا ) ، ب بتصحيح جديد : آرند ، ج ندارد ، ( 5 ) كذا فى ب ه ز ، آ : ارمن ؟ ؟ ؟ تا يزد ؟ ؟ ؟ ، ج ح : ارمن تا ؟ ؟ ؟ يزد ؟ ؟ ؟ ، د : ارمن ، ( 6 ) كذا فى ب د ه ز ، آ : اكراد تا ؟ ؟ ؟ جرجان ، ج : الراد تا كركان ، ح : اكراد تا جوجان ، ( 7 ) كذا فى آ ، ج ه و در حاشيهء آ : ساى ، باقى نسخ : آساى ، رجوع بص 108 س 5 ( 8 ) كذا فى د ه ، باقى نسخ : قلعهء ، در اواخر ورق 150 b در عين همين مورد آ ج د ه : قلّهء ، ب ز ح قلعهء ، - شكّى نيست كه فقط قلّه صواب است و قلعه سهو نسّاخ است ، ( 9 ) آ ب ج د ح افزوده‌اند : چون ( 10 ) د ح ندارند ، ( 11 ) ه افزوده : بسيار مستحكم و رفيع البناء رزين البنيان ، ( 12 ) كذا فى ستّ نسخ ، ج افزوده : معرّى ، ك افزوده : كنجه ، - اگر مقصود ابو العلاء معرّى معروف است ( چنان كه مقتضاى ج است ) در سقط الزّند و لزوميّات او اين دو بيت موجود نيست شايد از اشعار ديگر او باشد ، و محتمل است كه مقصود ابو العلاء گنجهء شاعر معروف