عطا ملك جوينى
111
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
در استرداد برادر * و وزير و ديگران « 1 » روز بروز تشفّع مىنمود و آن جماعت چون قرناء سوء « 2 » بودند « 3 » ركن الدّين را از سداد ايلى در تيه ضلالت مىانداختند ، چون پسر مزوّر با نزديك پدر مدبر رسيد برادر ديگر شيرانشاه « 4 » را با سيصد نفر مرد بر سبيل حشر بر ميعادى كه نهاده بود كه بعد از بازگردانيدن اين ملعون پسر دروغينه « 5 » بفرستد بفرستاد بر اميد آنك مگر بدين بهانه و فسانه لشكر پادشاه عنان برتابد و بر قرار التماس استرداد برادر و جماعت اركان كه پيشتر فرستاده بود و استعفا « 6 » از خروج بنفس خويش چندانك فصل زمستان ببهار كشد و خوف و هراس از اندرون او دور شود « 7 » ، پادشاه برادر او شهنشاه « 8 » را بازگردانيد و فرمان رسانيد كه اگر بميعاد پنج روز به خدمت نرسد قلعها محكم كند و كار را « 9 » مستعدّ شود ، چون ايلچى باز رسيد همان « 10 » عذر خائيده « 11 » آورد دانست كه در سر او شرّست و در عقيدت او مكيدت عزيمت استيصال او مصمّم فرمود و بلشكرها كه بر مدار او ايستاده بودند فرمان شد تا هركس از نركهء « 12 » خود بر موازاة روان شدند « 13 » و پادشاه f . 149 b در دهم شوّال سنهء اربع و خمسين و ستّماية از بيسكله دز « 14 » روان شد و
--> بطبق ب تصحيح كنم ، ( 1 ) از آ ساقط است ، ( 2 ) تصحيح قياسى ، د : قرباء سو ، ز : از قرباء سو ، ه : قربا سو ، ب : قربا ؟ ؟ ؟ سوى ، آ : قربا سوى ، ح : قسرناى سو ، ج : فرناس ( كذا ) ، ( 3 ) كذا فى ج د ، باقى نسخ افزودهاند : و ، ( 4 ) كذا فى ج ه ز ، آ : شيرانشاه ، ب ح : سيرانشاه ؟ ؟ ؟ ، د : سيرانشاه ، جامع كاترمر 204 : شروانشاه ، ( 5 ) « پسر دروغينه » عطف بيان است براى « ملعون » ، ( 6 ) د ه ح : استغنا ، ج : استغفار ، ( 7 ) ب بخطّ جديد افزوده : ميكرد ، و آن از فحوى مفهوم است ، رجوع بمقدّمهء ج 2 ص 5 شمارهء 6 ، ( 8 ) ج ندارد ، ( 9 ) ج ز : كارزار را ، ( 10 ) ز : و همان ، ( 11 ) ب : خايده ، ح : جايذه ، ( 12 ) ه : تركهء ، ح جمله را ندارد ، ( 13 ) كذا فى آ ه ، باقى نسخ : شوند ، ( 14 ) تصحيح قياسى مشكوك ، رجوع بص 110 ح 4 ، - آ : بيسكله دز ، ج ح : بيسكله ؟ ؟ ؟ ( بدون « دز » ) ، ه : پست ؟ ؟ ؟ ( - بيست ) كله ( بدون « دز » ) ، ز : بيت ؟ ؟ ؟ كنه ؟ ؟ ؟