عطا ملك جوينى

98

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

آفتاب بشكست حركت كردند و شعبان سنهء ثلاث و خمسين و ستّمايه را در مرغزار كان كل « 1 » بدر سمرقند نزول فرمودند ، صاحب مسعود بك يك « 2 » خيمهء نسيج « 3 » كه غشاء آن نمد سپيد بود برافراشت « 4 » و قرب چهل روز در حوالى آن مقام بود و كار طرب و عشرت با نظام ، و در اثناى آن از آنجا كه عادت سپهر بىمهر باشد برادر او سبتاى « 5 » اغول گذشته شد و خبر واقعهء برادر ديگرش از طرف بالا « 6 » دررسيد بدين دو واقعه سخت متأثّر گشت و غايت « 7 » متفكّر ، آن ماه كه رمضان بود چون به آخر كشيد غرّهء ماه شوّال بر عادت سيورميشى « 8 » كردند و كار عيش و خوشى از سر گرفتند ، و درين حالت محمّد بن مقداب ؟ ؟ ؟ « 9 » پيشتر از

--> ( 1 ) كذا فى خمس نسخ ( كان گل ) ، ز : كان كل ( مشكولا ) ، ج : كات كل ، ( 2 ) كذا فى آ ، باقى نسخ « يك » را ندارند ، ( 3 ) كذا فى ج ، آ ح : نسيح ؟ ؟ ؟ ، ب ز : نسيح ، ه : فسيح ، د ندارد ، ( 4 ) آ ب د : برافراشتند ، ( 5 ) تصحيح قياسى ، رجوع كنيد بماسبق ص 35 س 4 و ص 90 س 14 ، جامع طبع ناتمام بلوشه ج 2 ص 30 : سوبتاى ، و طبع كاترمر ص 148 : سوتاى ، مختصر الدّول ص 462 : سبتاى ؟ ؟ ؟ ( يعنى مثل ج ه ) ، ج ه : سنتاى ، ز : برستناى ؟ ؟ ؟ ، ح : بوستاى ؟ ؟ ؟ ، ب : ترستاى ؟ ؟ ؟ ، آ : نرستاى ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ، - ظاهرا بعضى نسّاخ اين عبارت جهانگشاى در ص 90 س 14 « برادر خردتر سبتاى » را « برادر خرد ترسبتاى » يا « برادر خود ترسبتاى » خوانده يعنى « تر » ادات تفضيل را جزء نام سبتاى فرض كرده و سپس همان غلط را با تصحيفاتى كه هيئت اين كلمه مستعدّ آن است اينجا تكرار كرده‌اند ، ( 6 ) د : بلاد ، ( 7 ) ج ه ز ح : بغايت ، د ندارد ، ( 8 ) آ : سيورمشى ، د ح : سيورمشى ، ز : سورمشى ، ه : سپوراميشى ، ب ج : سيورغاميشى ، - سورميشى بمغولى بمعنى شادى و سرور و نشاط است ( قاموس پاوه دو كورتى ) ، ( 9 ) كذا فى ب ز ( ؟ ) ، ح : محمد بن مقدات ؟ ؟ ؟ ، ه : محمد بن مقدار ( - مقداد ) ، د : محمد بن اعراب ، آ ج : محمدت معدلت ، - تصحيح كلمهء دوّم يعنى « مقدات ؟ ؟ ؟ » بهيچوجه ميسّر نشد و در اينكه مقصود از « محمد بن معداب ؟ ؟ ؟ » مذكور در متن ملك شمس الدّين كرت ( 643 - 676 ) نخستين پادشاه از ملوك كرت هرات است ظاهرا حرفى نيست چه جامع التّواريخ كه عين اين فصول را طابق النّعل بالنّعل و فقط با اندك تصرّفى در عبارت از روى جهانگشاى نقل كرده است فقرهء معادله با ما نحن فيه را چنين دارد : « و هم در آن مرحله ملك شمس الدّين كرت پيشتر از ساير