عطا ملك جوينى
78
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
توينان « 1 » نامدار « 2 » ، و ازين اصناف كه تقرير رفت جماعتى كه سنّ ايشان بالا گرفته باشد و از كسب و كار عاجز شده ، يهود اين حكم بشنيد « 3 » چون ايشان ازين زمره و عداد نبودند و درين شمار داخل نگشته نيك دلتنگ « 4 » و منضجر « 5 » شدند و مدهوش و متحيّر گشتند و دست غم در ريش زدند چنانك ظهير « 6 » در تذكير واعظى گفت « 7 » مردكى سرخريش حاضر بود * * دست در ريش زد چو آن « 8 » بشنود گفت ما خود درين شمار نهايم * * در دو گيتى « 9 » به هيچ كار نهايم « 10 » و جهت آنك هر صاحب شغلى قسمتى نتواند كرد سنوى مواضعهء « 11 »
--> ( 1 ) كذا فى د ، ب : توينان ؟ ؟ ؟ ، آ : و توينان ؟ ؟ ؟ ، ج : و نوينان ، ه : و نوئينان ، ز « توينان » را ندارد ، ح جمله را ندارد ، - سوء تأليف و ركاكت عبارت متن مخفى نيست ، فقرهء معادلهء جامع 313 : و از بتپرستان توينان نامدار ، ( 2 ) جملهء « كه ايشان را توين گويند توينان نامدار » از ح ساقط است ، ( 3 ) آ : بشنيد ؟ ؟ ؟ ، ح : نشنيد ؟ ؟ ؟ ، د : نشنيد ، ب ( باصلاح جديد ) ج ه ز : بشنيدند ، ( 4 ) ب د ه ز ح : تنگدل ، ( 5 ) كذا فى ب ه ز ، آ : منصجر ، ح : منصحر ، ج : مضطر ، د ندارد ، - انضجار از باب انفعال در كتب لغت معموله به نظر نرسيد ، ( 6 ) فقط در ج ، ( 7 ) ح بجاى جملهء از « چنانك » تا اينجا : چنانك در مجلس واعظى مردكى سرخريش ، ( 8 ) ب ه ح : اين ، ( 9 ) د : در دو عالم ، ب : در جهان خود ، ( 10 ) از مثنوى مختصرى است از ظهير فاريابى كه در آخر ديوان او چاپ شده است ، و قبل از آن اينست : عالمى بر فراز منبر گفت * * كه چو پيدا شود سراى نهفت ريشهاى سفيد را ز گناه * * بخشد ايزد بريشهاى سياه باز ريش سياه روز اميد * * باشد اندر پناه ريش سفيد مردكى سرخريش حاضر بود * * دست در ريش زد چو آن بشنود گفت ما خود درين شمار نهايم * * در دو عالم به هيچ كار نهايم ( 11 ) كذا فى آ ه ، د : ستوى مواضعه ، ج ز : سويتى مواضعه ، ب باصلاح جديد : سوى مواضعهء مقرّر ، ح ندارد ، جامع 313 : مواضعهء ساليانه ، - سنوى متعلّق بمابعد است يعنى بطور سنوى و ساليانه مواضعهء فرمود و قرارى داد كه در ممالك ختاى الخ ،