عطا ملك جوينى

77

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

شده است كه مردى چه خورد زيادت نستانند « 1 » ، و چون كار ظلم و جور بر آسمان رسيده بود و بتخصيص دهاقين از دست عوارضات سركوفته و پاىمال شده بحدّى كه محصول ارتفاعات به نصف مؤنتى كه ازو « 2 » مىگرفتند وافى نبود فرمان داد كه شريف و وضيع از ارتاقان « 3 » و اصحاب عمل و شغل با زيردستان پاى بروزن « 4 » فروكنند « 5 » و هركس به نسبت يسار « 6 » و استظهار آنچ از وجه معاملت برو متوجّه و واجب f . 144 b شود بادا رساند « 7 » بيرون جماعتى كه از حكم چنگز خان و قاآن از زحمات مؤن « 8 » معاف‌اند از طايفهء اسلاميان سادات كبار و ائمّهء اخيار ، و از نصارى كه ايشان را اركؤن 10 « 9 » ميخوانند « 10 » رهابين و احبار « 11 » ، و از بت‌پرستان كشيشان « 12 » « * » كه ايشان را توين « 13 » گويند

--> ( 1 ) ب ز : نستاند ، ( 2 ) كذا فى خمس نسخ ، ه : از وى ، د ندارد ، - ظاهرا ضمير مفرد راجع بدهقان است بتوهّم افراد دهاقين ، ( 3 ) ج ه : ارتاق ، د ندارد ، ( 4 ) ب ح : بروزن ؟ ؟ ؟ ، ج : بيرون ، ( 5 ) كذا فى خمس نسخ ، ز : فرو كوبند ، ح : نكنند ( بدون « فرو » ) ، - « پاى بروزن فروكردن » چنان كه از سياق عبارت استنباط مىشود شايد بمعنى به خود سخت گرفتن و به خود نهايت سختى دادن و نحو آن باشد ، ( 6 ) كذا فى ب ( بتصحيح جديد ) د ز ، و كذا ايضا فى جامع التّواريخ ص 312 ، ه ح : بسيار ، آ : شمار ، ج ندارد ، ( 7 ) ب د ه : رسانند ، ( 8 ) كذا فى آ ، ه : و مؤنات ، باقى نسخ : مؤنات ، ( 9 ) كذا فى آ ، ز : اركؤؤن ، ب ح : اركون ، ج : اركوان ، ه : اركنون ، د جمله را ندارد ، - مراد از اركؤن ( يا اركون ) كشيشان و رؤساى نصارى است ظاهرا ، رجوع شود بحواشى آخر كتاب ، ( 10 ) ح واوى اينجا افزوده ، ( 11 ) كذا فى ج ه ز ، ب : و احبار ؟ ؟ ؟ ، ح : و از يهودان ؟ ؟ ؟ احبار ؟ ؟ ؟ ، آ : و اخيار ، د جمله را ندارد ، ( 12 ) ح : قسيسان ؟ ؟ ؟ ، ز : و كشيشان ، د جمله را ندارد ، ( 11 - 12 ) اين كلمات از د ساقط است ، ( 13 ) كذا فى ب د ز ، آ : توين ؟ ؟ ؟ ، ج : نوين ، ه : نوئين ، ح ندارد ، - براى معنى توين رجوع بج 1 ص 10 س 7 ،