عطا ملك جوينى

76

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بعد از كيوك « 1 » خان هريك بيش از حد برليغها داده بودند و سوداها « 2 » كرده و ايلچيان به اطراف عالم روان و شريف و وضيع بحمايت ارتاقى « 3 » تمسّك جسته « 4 » و از بسيارى با زيردستان جسته « 4 » مثال داد تا اين جماعت هريك در ولايتى كه بديشان تعلّق دارد يرليغها و پايزها « 5 » از عهد چنگز خان و قاآن و كيوك خان و ديگر پسران « 6 » هركس كه داشته باشد « 7 » باز دهد « 8 » و بعد ازين پادشاه‌زادگان در كارى كه تعلّق بمصالح ولايات « 9 » داشته باشد بىاستطلاع و استدلال « 10 » نوّاب حضرت مثال ندهند و ننويسند « 11 » ، و ايلچيان بزرگتر « 12 » زيادت از چهارده سر اولاغ ننشينند « 13 » و از يام بيام روند و در هيچ ديه و شهر كه در آنجا بتعيّن « 14 » مصلحتى نداشته باشند نروند « 15 » و از علوفهء كه مقرّر

--> ( 1 ) ب : جنكر ، ( 2 ) كذا فى ب بتصحيح جديد ، باقى نسخ : سوادها ، رجوع بص 79 س 8 و ورق 145 a دو سه سطر به آخر ، ( 3 ) ب ه : اورتاقى ، آ د : ارتاقى ؟ ؟ ؟ ، ح : او ، - ارتاق بمعنى بازرگان و شريك در تجارت است ، رجوع كنيد بج 1 ص 165 ح 9 ، ( 4 - 4 ) كذا فى ج ( ) ، آ : و از بسيارى با زيردستان جسته ، ب : و از بسيارى با زيردستان جسته ، ه : و از بسيارى با زيردستان خسته ؟ ؟ ؟ ، ز : و از بسيارى بار با زيردستان جسته ، د : و از بسيارى بار بر زير دستان خسته ، ح اين جمله را ندارد ، - مقصود ازين عبارت گنگ معلوم نشد و جامع التّواريخ ( ص 310 - 311 ) كه اين مواضع را تقريبا بدون كم و زياد از روى جهانگشاى استنساخ كرده اين جملهء تاريك را بكلّى انداخته است ، ( 5 ) ج ح افزوده‌اند : كى ، ( 6 ) يعنى شاهزادگان ، ( 7 ) د ه : باشند ، ( 8 ) ح : باز دهند ، د ندارد ، ( 9 ) ب : ولايت ، د ندارد ، ( 10 ) كذا فى آ ج د ، ب ه : استيذان ، و لعلّه انسب ، ح : استبداد ، ز : استيدات ( كذا ) ، ( 11 ) ب : ندهد و ننويسد ، ح اينجا افزوده : و ايلجيان ؟ ؟ ؟ بروند ؟ ؟ ؟ ، ( 12 ) ح : بزرك را ، ( 13 ) كذا فى ب ج ه ز ، آ : بنشينند ؟ ؟ ؟ ، د : نيستند ، ح : ندهند ، جامع ص 311 : برننشينند ، ( 14 ) آ : بتعن ، ب ج : بتعيين ، ه ز : بتعين ؟ ؟ ؟ ، ح : بتعيين ؟ ؟ ؟ ، ( 15 ) ب : نرود ، ج ندارد ،