عزيز الله بيات
129
تاريخ تطبيقى ايران با كشورهاى جهان ( فارسى )
362 هجرى ( 973 م . ) مسجد بزرگ ازهر را نيز بنا نمود . مصر : بعد از انجور ، ابو الحسن على ابن اخشيد در 23 سالگى در سال ( 349 ه . ق . ) ( 960 م . ) زمام امور را در دست گرفت . با اين اوصاف كافور فرصت خودنمايى و اظهار وجود به وى نداد و تنها اسم بىمسمايى از حكومت داشت . وضع به همين منوال بود تا آنكه او نيز در سال 355 هجرى ( 966 م . ) درگذشت . در همان سال پسرش به نام ابو الحسن على ابن اخشيد وارث مقام او بود اما به علت مخالفت كافور به اين مقام نرسيد زيرا كافور نامهاى از خليفه نشان داد كه به موجب آن خليفهء عباسى حكومت مصر را به وى داده بود . به همين سبب كافور دو سال و چند ماه بر مصر حكومت كرد . دوران حكومت او حوادث زيادى را در بر داشت . از جمله قرمطيان در شام سر به شورش برداشتند . در مصر زلزلههاى ويرانكنندهاى روى داد . پادشاه نوبه به مصر حمله كرد و چندين شهر را ويران ساخت . در اين دوران كمبود آب رود نيل نيز مزيد بر علت شد . مقارن اين اوضاع آشفته معز الدين اللّه خليفهء فاطمى در صدد حمله به مصر برآمد و با سپاهيان خود به حدود غربى مصر رسيد . كافور هم ، سپاهى به جلوگيرى او فرستاد و موفق به راندن سپاهيان خليفه از قلمرو خود گرديد . كافور در سال 357 هجرى ( 968 م . ) درگذشت . بعد از مرگ كافور بزرگان ، مملكت ، ابو الفوارس و احمد نوهء اخشيد را كه طفلى يازده ساله بود ، در همان سال به حكومت برداشتند و حسن ابن عبد اللّه ابن طفج را كه حاكم شام بود ، به پيشكارى او گماشتند . اما به علت بدرفتارى حسن نسبت به مردم ، اهالى مصر سر به شورش برداشتند . حسن بناچار به شام گريخت . معز الدين اللّه فاطمى از اين فرصت استفاده كرد و در سال 358 هجرى ( 969 م . ) سپاهى را به فرماندهى جوير صقلى ، مأمور تصرف مصر كرد و به اين ترتيب سلسله امراى اخشيدى منقرض شد . « 1 »
--> ( 1 ) . ر ك تجارب الامم ، ج 1 ، ص 332 - 336 . وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 140 - 152 . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 314 - 315 عيون الانباء ، ج 2 ، ص 85 - 86 طبقات سلاطين اسلام . ص 58 - 59 دايرة المعارف اسلام ، مقالهء اخشيد ، به قلم سى . اچ بكر .