عزيز الله بيات
111
تاريخ تطبيقى ايران با كشورهاى جهان ( فارسى )
ايتاليا : شاه ايتاليا برنگار « 1 » اول بود ( 888 - 924 م . ) روسيه : فرمانرواى نيمه افسانهاى روسيه به نام اولگ « 2 » احتمالا در نروژ متولد شده بود . پس از مرگ پدرش رودريك در سال 879 م . به فرمانروايى نشست و در سال 882 م . كيف را از خزرها گرفت و آن را پايتخت خود قرار داد . او و جانشينش ايگور به قسطنطنيه حمله كردند و با امپراتور بيزانس عهدنامههايى كه منافع روسيه در آنها تأمين شده بود ، منعقد كردند . روم شرقى : امپراتور روم شرقى باسيليوس اول بود ( 867 - 886 م . ) وى زمامدارى شايسته و لايق بود و امور مالى را اصلاح كرد . حادثه مهم دوران امپراتورى او اختلاف كليساى روم با كليساى شرق بود . بعد از وى پسرش لئوى ششم زمام امور را در دست گرفت ( 886 - 912 م . ) وى اصلاحات دوران پدرش را تكميل كرد . فرانسه : دوران خلافت معتمد در اروپا مقارن با خاتمهء امپراتورى خاندان شارل است . زيرا طبق مفاد عهدنامهء وردن وحدت امپراتورى از بين رفت ليكن عنوان آن فسخ نشد و اين اسم تا آخر سدهء نهم ميلادى در خاندان شارل باقى ماند . در اين موقعيت ، شارل لوشو و برادرش لوئى هردو خواهان تاج و تخت امپراتورى شدند . اما پاپ آن را به شارل كه تعصب دينى داشت ، واگذاشت . شارل كه پيش از اين واقعه به پادشاهى لرن در سال 869 م . رسيده بود و بعد از آن در سال 876 م . صاحب تخت و تاج ايتاليا شد ، طولى نكشيد كه درگذشت . پسرش لوئى لوبك ( 877 - 879 م . ) و دو نفر از نوادگانش يعنى لوئى سوم و كارلمان اندكى بعد مردند و نوهء ديگرش كه بعدها شارل لوسمبل خوانده شد ، در آن موقع كودكى بيش نبود . به اين لحاظ تخت و تاج امپراتورى نصيب شاخهء ديگرى از خاندان شارل شد كه در ژرمانى سلطنت داشتند . شارل لوگو و پسر لوئى لوژرمانيك تاج سلطنت ايتاليا و امپراتورى را در سال 881 م . و افسر پادشاهى فرانسه را بعد از مرگ كارلمان در سال 885 م . بر سر نهاد . بدين ترتيب وحدت امپراتورى به ظاهر اعاده شد . اما امپراتور شخصا ضعيف النفس بود ، چنان كه در مقابل حملهء نورمنها به پاريس درماند . بزرگان در سال 887 م . او را معزول كردند و او به فاصلهء كمى درگذشت .
--> ( 1 ) . Berengare . ( 2 ) . Oleg .