ناظم الاسلام كرمانى
431
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
شوهر اين زن حاجى حسن در واقعهء تحصن بزاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم وكيل خرج آقايان بوده با برادرش حاج محمد تقى دامن همت و مردانگى را بكمر زده مخارج مهاجرين را ميداد مجملا زن را در عوض شوهر گرفتند و بردند و چند روز بعد از اين واقعه حاج حسن آن زن را طلاق داده و صداقش را بتمامه داده بعضى را عقيده اين بود كه اين زن دائمى حاجى حسن نبود بلكه صيغهء او بوده بعضى را عقيده اين بود كه نه زن دائمى بود و نه انقطاعى بلكه مترس حاجى ولى اقرار حاج حسن حضور آقاى طباطبائى باينكه او را طلاق دادهام و ديگر پهلوى او نرفتم دليل است بر اينكه زن دائمى او بوده و اگر عدهاى از متحصنين در سفارت انگليس اين اقرار نبود نگارنده اين واقعه را تكذيب مينمود چه از شاهزاده عين الدوله اينطور شنايع و فضايح ديده نشده و احدى نديد اين شاهزاده بناموس كسى دستاندازى نمايد خلاصه اين شايعه مردم را بىاندازه خائف نمود روز دوشنبه 23 در خانهء آقا محمد دلال بانك روسى مجلس جشنى منعقد گرديد كه آقا محمد ربيبه معز السلطان را عقد كرده و جمعى از تجار و صرافها را مهمان كرده بود كه در اين اثناء حاج محمد تقى و حاج حسن برادرش وارد شدند و مذكور داشتند خيالات عين الدوله را دربارهء خودشان و ديگران . حضرات تجار فورا اين دو برادر را بردند باطاقى ديگر كه كسى آنها را نبيند و كسى را فرستادند به ابن بابويه نزد آقايان كه تكليف ما چيست پس از چند ساعتى فرستاده مراجعت نمود و از طرف آقاى بهبهانى پيغام آورد كه من استخاره كردهام كه پناه ببريد بسفارتخانهء انگليس خوب آمده است البته برويد در سفارتخانهء انگليس و در آنجا متحصن باشيد تا امنيت برايتان بگيرند تجار باهم