ناظم الاسلام كرمانى
432
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
مشورت نمودند كه ما با سفارتخانهء انگليس راه و آشنائى نداريم آقا ميرزا محمود اصفهانى كه از تجار معتبر و از اجزاء انجمن مخفى بود گفت آقا سيد علاء الدين سيد نصرالدينى با من همسايه و دوست است با اجزاء سفارت مراوده دارد من او را ملاقات مينمايم و از او تكليف ميخواهم بالاخره قرار بر اين گذاردند كه شب را در خانهء آقا ميرزا محمود حاضر شوند فلذا شبانه را حاضر شدند در محل مذكور و از آنجا ميروند به خانه سيد علاء الدين پس از عرضحال سيد علاء الدين گفت كار بست بسى صعب و دشوار است ولى من يك اندازه كار را به جائى ميرسانم تجار ميگويند ما سيصد تومان بشما ميدهيم كه ما را ببريد در سفارتخانهء انگليس و همراهى كنيد كه از ما پذيرائى كنند پس از مذاكرات بسيار شصت تومان نقد و بقيه را قبض دادند آقا سيد علاء الدين كاغذى نوشت بيكى از اجزاء سفارتخانه پسرش را حامل آن قرار داد ميرزا حاجى آقا تاجر با آقازاده رفتند بقلهك كه محل ييلاق سفارتخانه است و در دو فرسخى طهران واقع و از حيث آب و هوا بهترين امكنهء شميراناتست اجزاء سفارتخانه در اول امتناع و بالاخره جواب دادند كه پذيرائى از تجار مىشود ليكن بشرائطى كه از آن جمله است عدم جنحه و جنايت و مفلس بودن و ورشكستگى كه بخواهد مال مردم را بخورد ميرزا حاجى آقا گفت هيچ تقصيرى ندارند جز آنكه از آقايان همراهى كردهاند و برحسب اشاره آقاى بهبهانى از ترس جان پناه مىآورند بسفارتخانه اجزاء ميگويند بيايند بقلهك كه مكان ييلاقى است ميرزا حاجى آقا گفت جرئت ندارند از شهر خارج شوند و در سفارتخانهء شهر متحصن ميشوند خلاصه قول از آنها گرفته و ميآيند شهر و مژده قبول را بتجار دادند فلذا شب سهشنبه 24 جمادى الاخرى 1324 نه نفر از تجار معتبر از قرار ذيل بسفارتخانهء انگليس پناهنده ميشوند و اسامى آنها از اين قرار است : آقا ميرزا محمود تاجر اصفهانى - حاجى محمد تقى - حاج محمد حسن - حاج محمد ابراهيم - ملا حسن وارث - حاج على ماهوت فروش - ميرزا حاج آقا حرير فروش - آقا محمد تقى صراف - حاج سيد آقا صراف پس از آمدن اين نه نفر بسفارتخانه دو نفر سوار هندى و چند نفر قزاق از طرف ژادفر آمدند شهر براى محافظت متحصنين سفارتخانه . از طرف شازدافر پيغام رفت براى ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله وزير امور خارجه كه جمعى از تجار عازم شدهاند پناه آورند بسفارتخانه جلوگيرى كنيد وزير امور خارجه يا بمسامحه و مماطله گذرانيد و يا عمدا در مقام خرابى كار عين الدوله برآمده چه مشير الدوله وزير امور خارجه بىميل نبود كه عين الدوله از كار بيفتد بلكه انقلاب سلطنت و تزلزل دولت قاجاريه را مايل بود چنانچه بعد از اين ذكر خواهد شد و هم ميدانست كه اگر عين الدوله از كار بيفتد ديگر احدى قابل صدارت نيست و اين مسند و منصب به او خواهد رسيد بهرجهت مشير الدوله وزير امور خارجه در مقام اصلاح و جلوگيرى از هجوم متحصنين برنيامد بلكه بدولت هم اطلاعى نداد تا به كلى امر سفارتيها محكم شد و امر ظاهر و علنى گرديد . دو نفر از اجزاء سفارتخانه يكى حسينقلى خان نواب و ديگرى ميرزا يحيى خان منشى سفارتخانه امروز وارد شدند بسفارتخانه و بتجار گفتند حالا كه شما آمدهايد و متحصن شدهايد بهتر اينستكه مقصود را اهميت دهيد و صرف امنيت خواستن براى خودتان را تنها عنوان نكنيد بلكه معاودت آقايان را