ناظم الاسلام كرمانى
424
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
( عصر امروز شروع بواقعهء تحصن بسفارت انگليس شد كه بعد از اين خواهد آمد ) امروز عين الدوله در حضور جمعى از رجال دولت گفت شب گذشته باران آمد و كثافتهاى شهر را برد و شهر را پاك نمود . بارى آقايانيكه در امروز مهاجرت كردند از اينقرار است . آقاى بهبهانى . آقاى طباطبائى . صدر العلماء . آقا سيد جمال افجهء . حاج شيخ مرتضى . آقا سيد مصطفى قناتآبادى . آقا ميرزا ابو القاسم طباطبائى . آقا ميرزا محمد صادق طباطبائى . آقا سيد مهدى طباطبائى . آقا شيخ عبد الرحيم نوهء صاحب فصول . آقا سيد احمد طباطبائى . آقا ميرزا محسن . آقا شيخ محمد رضا استرآبادى . آقا سيد علاء الدين اعتماد الاسلام . آقا شيخ محمد رضا كاشى . پسرهاى آقاى طباطبائى . پسرهاى آقاى بهبهانى . طلاب و سادات متجاوز از دويست نفر . آقايانيكه بعد ملحق شدند حاج شيخ فضل اللّه . حاج على اكبر . آقا سيد اسد اللّه طباطبائى . آقا ميرزا سيد حسن طباطبائى . طلاب و سادات تقريبا پانصد نفر . آقا ميرزا سيد حسين قمى و آقا شيخ محمد رضاى قمى هم مهاجرت نمودند . آقايان بهبهانى و طباطبائى و صدر العلماء و آقا سيد جمال در يك كالسكه سوار شدند سايرين سوار درشكه و كجاوه و قاطر و اسب و الاغ بودند جمعى كثير از طلاب و غيرهم با پاى پياده از دروازهء طهران خارج شدند . قريب به ظهر امروز آقا سيد على آقا يزدى از براى معاودت آقايان وارد ابن بابويه شد آقايان راضى نشده گفتند در مملكتى كه عدالتخانه نباشد نميمانيم در يك ساعت بغروب از ابن بابويه حركت كردند در جنب بقعهء صادقيه قدرى توقف و مكث نمودند حضرات خدام و اهالى حضرت عبد العظيم خدمت آقايان رسيده تكليف ورود بزاويهء مقدسه را نمودند و گفتند ما تا جان داريم در يارى آقايان كوشش ميكنيم ليكن آقايان قبول نكردند و بملاحظاتى از يكساعت زيارت كردن هم رأيشان منصرف و منحرف گرديد جناب آقا شيخ محمد رضاى استرآبادى كه چند سال در عتبات عاليات مشغول تحصيل و عبادت بود و از زهّاد و عبّاد و در منبر نطقى گويا داشت اين ايام از عتبات مراجعت نموده در زاويهء مقدسه وارد جمعى از مؤمنين از ايشان استقبال نموده امروز بايد وارد اين پايتخت شود اين اتفاق افتاد فلذا جنابش از ورود بطهران منصرف شد و با آقايان حركت نمود نگارنده را دل به حالت اين آقا سوخت چه بانهايت سختى از عتبات تا دروازهء طهران آمده است حالا با عدم استطاعت باز معاودت بعتبات مينمايد . امروز صبح مكتوب آقاى بهبهانى كه محرمانه بسفارتخانهء دولت انگليس مرقوم داشته به ( مستر كرندف ) رسيد و اين مكتوب دوم بود كه آقاى بهبهانى از راه التجاء به آن سفارتخانه نوشته بود مضمون مكتوب اول را نگارنده ندانست ولى مضمون مكتوب دوم از اين قرار است كه : ما علماء و مجتهدين چون راضى نيستيم خونريزى بشود لهذا حركت باماكن مقدسه را عازم گشتيم و از آن جناب تمنا داريم كه در دفع ظلم و تعدى همراهى خود را از ما دريغ ندارد . چون آقايان حركت كرده بودند و موقع گذشته بود ( مستر كرندف ) شارژدافر همينقدر جوابداد كه نسبت ببازماندگان و آنان كه التجاء آوردند همراهى خواهد شد اين بود كه آقاى بهبهانى در ابن بابويه ببعض از تجار فرمود كه اجزاء سفارتخانه به من وعدهء همراهى