ناظم الاسلام كرمانى
523
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
شبههكارى نمايند و مردودين ملت را كه خدا و اولياى خدا از آنها بيزارند بمحضر علماء بيارند و به مهر مبارك شما بر ضد احكام و ساير علما و حجج اسلام براى ايشان اثبات اسلام نمايند نه جهنم از وجود آن نامسلمانها پر مىشود نه شكم اصحاب سرّ شما سير . چرا اين بيدينها را از خودتان دور نمىفرمائيد چرا مهر خودتان را بدست آنها ميدهيد كه تلگراف و كاغذ بعنوان حجة الاسلام آقاى نجفى و ديگران مهر نمايند و حضرتت را بدنام تا كى تا چند صبر نمائيم و حفظ احترامات و شئونات شما را بكنيم كه شيخ ابو القاسم و حاجى شريعتمدار در شميران و چالهرز و ساير منازل مردودين دين مبين و دشمنان شرع سيد المرسلين چرا ميروند و چه مراوده است كه دارند مگر آنكه در ارتداد با آنها شريك دزد و رهزنان مسلمين سهيم باشند امان از دست آقازادهها امان از دست لامذهبها كه اصحاب سرّ شماها مىشوند و شما را مسخر مىنمايند آخر الامر لا بد ميشويم دفع و رفع آنها را بنمائيم و آسوده از حدوث نفاق بين علماء اعلام شويم خدا بيامرزد كسى را كه اين مطلب و اين نامه را بايشان برساند 23 رجب المرجب 1324 . ديشب گذشته علماء اعلام در خانه آقاى طباطبائى مهمان بودند براى انتخاب چهار نفر وكيل از طرف علماء اعلام . روز شنبه 25 رجب 1324 - درحاليكه حضرت و الا نايب السلطنه امير كبير وزير جنگ و جناب اشرف صدر اعظم و جمعى ديگر از وجوه وزراء در فرحآباد شرفياب حضور مهر ظهور شاهنشاه بودند بندگان اعليحضرت مظفر الدين شاه چون پدرى مهربان كه فرزندان گرامى خود را برفق و رأفت اندرز فرمايد شرحى در محاسن اتفاق و لزوم اتحاد بين دولت و ملت بيان فرمودند كه ما عين نطق ايشانرا دست آورده در اين تاريخ خود در عنوان همين روز كه از زبان الهام ترجمان مبارك شرف تقرير داده و صادر فرموده درج مىنمائيم . نطق اعليحضرت شاهنشاه مظفر الدينشاه در روز شنبه 25 رجب 1325 تاريخ دنيا و تجربه ايام گذشته نشان ميدهد كه هيچ كارى صورت انجام نمىيابد مگر باتحاد و اتفاق نوع بشر با همديگر و اين اتحاد و اتفاق نه فقط براى كارهاى مهم و امور معظم لازم و واجب است بلكه اگر درست تدقيق و تحقيق شود هويداست كه كارهاى عادى روزانه هم محتاج باتحاد و اتفاق است تاآنكه بطور دلخواه صورت خارجى يابد مثلا همين عمارتى كه مشاهده مىنمائيد اقلا بدستيارى صد نفر معمار و بناء و كارگر و غيره به اين شكل و هيبت درآمده است بديهى است نظم و ترتيبى در ميان اين صد نفر بوده كه هركدام بموافقت همديگر تكليف خود را اجرا نمودهاند و در ازاى آن تكليف حقى داشته تا آنكه كار آنها پيشرفت نموده است اين عمارت كه اول طرح و نقشه بوده است و بس حالا باينطور صورت خارجى يافته