ناظم الاسلام كرمانى

524

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

و رفع احتياجات معينى را مينمايد در صورتى كه بناى عمارتى اقلا اتحاد و اتفاق صد نفر را لازم داشته باشد آن هم با ترتيبات مخصوص معين بديهى است كه تشكيل يك دولت و ترتيب و تنظيم امور يك ملت و مملكت بطريق اولى محتاج باتحاد و اتفاق است منتهى در اينجا باتفاق صد و هزار نفر كارگر ساخته و پرداخته نميشود بلكه باتفاق تمام افراد و اعضاى دولت و ملت لازم است تا امور دولتى و مملكتى بطور شايسته اداره شود و هركدام از اعضاء كه بمنزله سر و دست و پا و تنند بوظايف خود عمل نمايند تا هيكلى بطور صحيح تشكيل شود طبقات مختلفه و ايالات متنوعه در حوزهء دولت حكم اعضا و جوارح بدن را دارند چنان كه بواسطه دردمندى عضوى تمام اعضاى بدن بيقرار ميشوند هيئت دولت هم از پريشانى و عدم رفاهيت تبعه خود آزرده و متألم ميگردد غم رعيت غم دولت است شادى آنها شادى دولت پس بايد در آسودگى و رفاهيت مردم كوشيد و مثل فرزند خويش آنها را جمع كرد و لوازم زندگانى و اسباب تن‌آسائى ايشان را فراهم آورد تا همه دولت را مربى خود دانند و پادشاه را پدر مهربان خويش خوانند خردمند دانا آنكس است كه همواره باقتضاى زمان رفتار كند فى المثل در عهد كيخسرو آئين جهان‌دارى و وضع اداره امور دولت و حفظ ثغور مملكت بطرزى بوده كه آن عهد و زمان اقتضا مىنموده ولى آن اصول و قواعد ملك‌دارى به كار امروزه ما نمىخورد چه هر عصرى اقتضائى دارد و در هردورى طرز و طورى متداول است و چنان كه نمىتوان مثلا امروز لباسهاى قديم و كلاههاى يكذرعى را ديگرباره ميان طبقات نوكر از وزراء و اهل قلم و لشگر متداول نمود كذالك اصول اداره و قواعد سياست و مملكت‌دارى هم بايد امروز وراى ايام گذشته باشد اين است كه من مصمم شدم مجلس شورايملى را تشكيل و تنظيم نمايم تا بدين وسيله بنيان اتحاد و اتفاق دولت و ملت بطوريكه دلخواه من است مستحكم شود و اميدوارم انشاء اللّه تعالى به اين آرزو نايل شوم و طورى اساس اتحاد ما بين دولت و ملت استوار شود كه در سختى و نرمى كار و سردى و گرمى روزگار واقعا هردو شريك و سهيم باشند و سعادت و خوشبختى ديگرى را نيك‌بختى خود دانند ولى هرتكليفى متضمن حقى است و بالعكس هرحقى متضمن تكليفى بايد اساس موافقت ميان دولت و ملت بر شالوده صحيحى گذارده شود تا خيالات و نيات صحيحه نتيجهء به عكس نبخشد و حدود محفوظ باشد تا در ايفاى حقوق هم افراط و تفريط نشود تكليف ما لطف و مهربانى است و تأليف قلوب تكليف نوكر اطاعت فرمان است و اجراى وظايف خدمت سلطان ولى هركدام در جاى خود .