ناظم الاسلام كرمانى
522
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
قفقازيه پناهنده شديم آه ناله ملت ايران ما را در روسيه هم نگذاشت به درد خود مبتلا شويم از اين زندگى پنجروزه دست شسته هم قسم شده دست اتحاد به يكديگر داده حاضر شديم كه جان در راه ملك و ملت فدا كنيم ( تا جان رسد بجانان يا جان ز تن برآيد ) اى اهالى ايران حميّت بكنيد در بازيافت كردن حقوق شرعى خودتان با آقاى طباطبائى كمك بكنيد و در راه حريت از كشته شدن نترسيد از روسها عبرت نموده حيا كنيد شما بارها بروسها بىناموس ميگوئيد بىناموسى شما از حد گذشته آنها در مسكو يك دفعه بيست هزار نفر در راه حريت جان فدا نمودند ما اهالى ايران كه در قفقازيه ساكن هستيم از هر جهت حاضر شديم تا در موقع خود را به راه دولت و ملت فدا بكنيم اى وزيران بيدين بيغيرت ايران حال خيال كنيد اين طور ملت ايران را يغما كرده ميخوريد عشرت ميكنيد براى شما ميگذرد نه و اللّه بعد از اين نميگذارند رعيت بيدار شده حقوق خود را دانسته بعد از اين مثل خروس و گوسفند خود را قربان شما بيعاران نميداند صد مثل شما را نوكر خود ميداند شما حاكمان نوكر رعيت هستيد شما بايد از حكومتهاى روسيه عبرت نموده حيا بكنيد مگر نديديد آنها بكيفر اعمال نحسشان چطور به آتش غضب ملت گرفتار شده جزا يافتند ما ملت ايران هم انشاء اللّه به زودى بحول و قوة پروردگار معاينه شما بدكرداران لامذهبان بدنيتان مينمائيم چنان خيال نكنيد نارنجك بمب ما ميگوئيم دروغ است نه بسر نامبارك شما انشاء اللّه به زودى مىبينيد چطور بدن كثيف شما را مىسوزانيم همت اى ملت ايران غيرت ، اى اهالى ايران غيرت ، زنده باد طرفداران حريت و مليت ، نيست بود طرفداران استبداد از طرف اجتماعيون عاميون فرقه ايران قومية مركزى قفقاز م . ا . ع . ف ( همت ) ك مطبعه سى اين ورقه چاپى را دادم بيكى از دوستان برايم استنساخ نمود بعد بعض عبارات و الفاظ آن قابل خواندن نبود لذا بعض غلطها در آن ديده مىشود لكن مضمون دست ميآيد . روز جمعه 24 رجب 1324 - امروز در مدرسه نظاميه مشغول امر انتخابات مىباشند بعض شبنامها نوشته و در كوچه و مجامع انداخته شده است كه صورت يكى از آنها را درج مىنمائيم . شبنامه بنام خداوند حكيم عليم اى حاميان اتحاد و برادران و داد اين استدعاى عموم را بحجة الاسلام حاجى شيخ فضل اللّه عرض كنيد دو سال است بواسطه مخالفت شما با علماء اين همه توهين باسلام و خسارت بعموم مسلمين وارد آمد باز دست از ارادت برنداشتهايم تا اينكه رفع غبار شبهات شده دانستيد مقاصدمان شاهپرستى وطنخواهى قانون اسلام ترويج احكام است كه بعدها در سايه شوراى ملى و مساوات و مواسات زندگى نمائيم و براى اخلاف خود راه صلاح و منزل فلاحى بسازيم اگر خبط و خطا و يا تمرد از احكام خدا و يا براى اخذ رشا از ظلمه و مظلومين پس از اين باز مىبينيم اصحاب سرّ و اجزاء محرم شما با مردودين ملت آمد و شد دارند با اشخاصى كه حجج اسلام تكفير و منع از معاشرت با آنها نمودهاند معاشر و محشور و از مخاطبه با ايشان مبتهج و مسرور ميشوند و در منازل و محافل ايشان ميروند رشوه و تعارف ميگيرند كه بشما و ساير علما