ناظم الاسلام كرمانى
349
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
پس از خداحافظى روانه گرديد و رفت نگارنده هم آمدم به خانه روز بعد كه جمعهء ( 23 ) ربيع الثانى 1324 بود انجمن مخفى در خانهء جناب ذو الرياستين كرمانى بعنوان مهمانى تشكيل يافت پس از مذاكرات لازمه مجد الاسلام كرمانى وارد شد به او گفتيم اين روزها خطرى بزرگ متوجه بشما است شبها به خانه نمانيد يا بيائيد منزل نگارنده و يا جائى كه مطمئن باشيد در جواب گفت خودم اطلاع دارم و تا يك اندازه در مقام علاج ميباشم و شبها هم در خانه نميمانم . قبل از آمدن مجد الاسلام يك مسئله در انجمن مذاكره شد كه ذكر آن خالى از فايدهء تاريخى نيست و آن از اين قرار است . در روز جمعهء شانزدهم ربيع الثانى 1324 در انجمن مخفى مذاكره شد كه راپورتى بمركز انجمن رسيده است كه روز قبل در خانهء جناب ذو الرياستين جمعى مجلس و انجمن كردهاند مذاكرات مكتوم و مخفى است واردين به آنجا آقا ميرزا محمد گلپايگانى و صدر العلماء شيرازى - وثوق الدوله - آقا سيد محمد رضا شيرازى - آقا ميرزا سيد على شيرازى و يك ساعت بغروب مانده آقا ميرزا آقا اصفهانى كه تازه از اسلامبول آمده است بودهاند چون اين راپورت در نظر اهميتى حاصل كرد و ذو الرياستين هم در اين روز حاضر انجمن نبود فلذا قرار گذاردند كه روز بعد را در مدرسهء سپهسالار جديد در اطاق آقا سيد برهان انجمن كنند ذو الرياستين و ساير مؤسسين انجمن را هم اطلاع داده كه البته حاضر شوند لذا روز شنبه 17 در اطاق آقا سيد برهان گرد آمده صورت راپورت سابق قرائت شد . جناب ذو الرياستين اظهار داشت ورود آقا ميرزا آقا اصفهانى مربوط بمطلب نيست چه او براى ملاقات آقا سيد محمد رضا آمده بود اما سايرين كه در راپورت صورت آنها ثبت است براى امرى لازم آمدند كه عازم بودم ديروز در انجمن آمده مذاكره نمايم و از اعضاى انجمن استمداد و معاونت بجويم و ليكن براى تحقيق همين امر وقت رسيدن بانجمن گذشت تا آنكه در شب خبر رسيد كه انجمن فوق العاده در امروز تشكيل خواهد شد اينك حاضرم كه مطلب را اظهار دارم و آن از اين قرار است . تكفير آقاى بهبهانى مظفر الدّين شاه را اين چند روزه يك امر غير مترقب غريبى اتفاق افتاده است كه يا از سوء اتفاق است و يا از دسايس درباريان خدا كند دروغ باشد و الا تمام زحمات ما و وطندوستان بهدر رفته است بلكه يك احداث نفاقى بد بين مسلمين كه ضررش راجع باسلام خواهد بود شده است . باندازهء جناب ذو الرياستين مطلب را اهميت داد كه خيال همه را گرفت بالاخره فرمود از قرارى كه شنيده شده است عباسعلى خان شوكت كه منشى سفارت عثمانى است يك استفتائى از آقاى بهبهانى صورت گرفته است كه مدلول آن اين است هرگاه يكى از امراء اسلام وادار كند جمعى از ارامنه را بقتل خليفهء مسلمين و يا آنكه همراهى كند از كفارى كه اقدام بقتل سلطان اسلام كردهاند و پناه دهد بچنين اشخاصى حكم او چه خواهد بود . آقاى بهبهانى نوشتهاند كه چنين شخصى كافر و مهدور الدم است . حالا اين حكم بدست سفير