ناظم الاسلام كرمانى
340
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
مجلس اگر باشد اين ظلمها رفع خواهد شد خرابيها آباد خواهد شد خارجه طمع به مملكت نخواهد كرد سيستان و بلوچستانرا انگليس نخواهد برد فلان محل را روس نخواهد برد عثمانى تعدى بايران نميتواند بكند وضع نان و گوشت كه قوت غالب مردم است و مايه الحيوة خلقند بسيار مغشوش و بد است بيشتر مردم از اين دو محروماند اعليحضرت همايونى اقدام به اصلاح اين دو فرمودند بعض خيرخواهان حاضر شدند افسوس آنها كه روزى مبلغ گزاف از خباز و قصاب ميگيرند نميگذارند اين مقصود حاصل و مردم آسوده شوند . حال سرباز كه حافظ دولت و ملتاند بر اعليحضرت مخفى است جزئى جيره و مواجب را هم به آنها نميدهند پيشتر بعملهگى و فعلهگى قوتى تحصيل ميكردند آن را هم غدغن نمودند همه روزه جمعى از آنها از گرسنگى ميميرند براى دولت نقصى از اين بالاتر تصور نميشود . در زاويهء حضرت عبد العظيم ( ع ) سى روز باكمال سختى گذرانيديم تا دستخط همايونى در تأسيس مجلس مقصود صادر شد شكرها بجاآورديم و بشكرانهء مرحمت چراغانى كرده جشن بزرگى گرفته شد بانتظار انجام مضمون دستخط مبارك روز ميگذرانيم اثرى ظاهر نشد همه را بطفره گذرانيده بلكه صريحا ميگويند اين كار نخواهد شد و تأسيس مجلس منافى سلطنت است نميدانند سلطنت صحيح بىزوال با بودن مجلس است بىمجلس سلطنت بىمعنى و در معرض زوال است . اعليحضرتا - سى كرور نفوس را كه اولاد پادشاهاند اسير استبداد يك نفر نفرمائيد براى خاطر يكنفر مستبد چشم از سى كرور فرزندان خود نپوشيد مطلب زياد است فعلا بيش از اين مصدع نميشوم مستدعيم اين عريضه را بدقت ملاحظه بفرمائيد و پيش از انقطاع راه چارهء فرموده تا مملكت از دست نرفته و يكمشت رعيت بيچاره كه بمنزله فرزندان اعليحضرتند اسير و ذليل خارجه نشوند . الامر الاعلى مطاع ( محمد بن صادق الحسينى الطباطبائى ) عريضهء مذكور را كه آقاى طباطبائى نوشتند احدى يافت نشد كه آن را برساند چه عين الدوله طرق را بر روى آقايان بسته بود ليكن حاج غفار خان قوام ديوان كه از دوستان آقاى طباطبائى است و در راه مشروطيت زحماتى كشيده متقبل شد كه بمعتمد الحرم برساند بلكه او بشاه بدهد چه معتمد الحرم از سادات محترم و رئيس خواجهسرايان و شخص متديّنى است بالجملة حاجى غفار خان عريضه را برد نزد معتمد الحرم و گفت آقاى طباطبائى فرمودهاند كه چون شما از سلسلهء جليلهء سادات صحيح النسب ميباشيد