ناظم الاسلام كرمانى
339
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
اعليحضرت است مقاصد دعاگويان در زمان همايونى صورت خواهد گرفت چنين پادشاهى را ممكن است دوست نداشته باشيم حاشا ماها طالب دنيا باشيم يا آخرت غرضمان رياست باشد و جلب نفع يا خدمت بشرع منحصر در اين دولت است حال علمائى را كه در ممالك خارجه هستند ميدانيم ايران وطن و محل انجام مقاصد دعاگويان است بايد در ترقى ايران و نجات آن از خطرات جاهد باشيم ممكن نيست بد اين دولت را بخواهيم عقل حكم نميكند كه دعاگويان با اين خطرات ساكت و اضمحلال دولت را طالب باشيم نميگذارند اعليحضرت بر حال مملكت و خرابى و خطرات آن و پريشانى رعيت و ظلم ظلمه از حكام و غيرهم و قضاياى ناگوار واقعه مطلع شوند متصل عرض ميكنند مملكت آباد و منظم و دور از خطر رعيت راحت و آسوده بدعاگوئى مشغول و قضيهء ناگوارى واقع نشده و نميشود . اعليحضرتا مملكت خراب رعيت پريشان و گداست تعدى حكام و مأمورين بر مال و عرض و جان رعيت دراز ظلم حكام و مأمورين اندازه ندارد از مال رعيت هرقدر ميلشان اقتضا كند مىبرند قوهء غضب و شهوتشان بهرچه ميل و حكم كند از زدن و كشتن و ناقص كردن اطاعت ميكنند اين عمارت و مبلها و وجوهات و املاك در اندك زمان از كجا تحصيل شده تمام مال رعيت بيچاره است اين ثروت همان فقراى بىمكنتاند كه اعليحضرت بر حالشان مطلعيد در اندك زمان از مال رعيت صاحب مكنت و ثروت شدند پارسال دخترهاى قوچانى را در عوض سه رى گندم ماليات كه نداشتند بدهند گرفته بتركمانها و ارامنهء عشقآباد به قيمت گزاف فروختند ده هزار رعيت قوچانى از ظلم به خاك روس فرار كردند هزارها رعيت ايران از ظلم حكام و مأمورين بممالك خارجه هجرت كرده بحمالى و فعلهگى گذران ميكنند و در ذلت و خوارى ميميرند بيان حال اين مردم را از ظلم ظلمه به اين مختصر عريضه ممكن نيست تمام اين قضايا را از اعليحضرت مخفى ميكنند و نميگذارند اعليحضرت مطلع شده در مقام چاره برآيد حالت حاليهء اين مملكت اگر اصلاح نشود عنقريب اين مملكت جزء ممالك خارجه خواهد شد البته اعليحضرت راضى نميشوند در تواريخ نوشته شود در عهد همايونى ايران بباد رفت اسلام ضعيف و مسلمين ذليل شدند . اعليحضرت تا تمام اين مفاسد را مجلس عدالت يعنى انجمنى مركب از تمام اصناف مردم كه در آن انجمن بداد عامهء مردم برسند شاه و گدا در آن مساوى باشند فوايد اين مجلس را اعليحضرت همايونى بهتر از همه ميدانند