ناظم الاسلام كرمانى
324
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
رؤساء اين كاركنان بدن در نفع و ضرر و خير و شر متحرك هستند قوام و دوام و ثبات اين مملكت را به قدر المقدور و الاستطاعه برقرار دارند و همچنين شما پيشوايان دين مبين راهنماى منهاج شرع و آئين هستيد چشم ملت بر اقدامات حسنهء شما آقايانست كه اين بوستان شريعت مطهّره را كه خار و خاشاك اختلاف فراگرفته رياحين و اشجار آن از بروزات جور و اعتساف اهل ظلم و طغيان از طراوت و ثمر افتاده عنقريب اسم بىرسم دين و آئين از ميان برخواسته بازار عدل و داد كه اسّ اساس شرع قويم و اصل بنياد طريق مستقيم است كاسد و اخلاق و طبايع اسلاميان بطورى فاسد بشود كه جز بغزوات احمد مختار و بحملات حيدر كرّار اصلاح نشود هرق دماء را عظمى نماند و سبى نساء را مقدارى نباشد نهب و غارت اموال بتطاول خائنين جهان رواج گيرد و اختلاف امور ملك و ملت بدست بوالهوسان خودپرست نفسپسند آشكارتر گردد اگر بوساوس شيطانى و تخيّلات نفسانى بعضى مردمان با غرض و مرض خرابى مملكت را بطبقهء اهل علم و علماء نسبت ميدادند و آنانرا موجب عدم پيشرفت ترقى و اجراء قوانين عدل و نصفت ميشمردند به حمد اللّه رفع اين اشتباه از اين راه شد و در موقع امتحان ( كه يكرم الرّجل اويهان ) بر عارف و عامى واضح گرديد كه در اين اقدامات حسنهء شما آقايان عظام اول طبقهء كه در اقدام و خدمتگذارى جانفشانى كردند و خواهان قوانين عدل و داد مقررهء در دين مقدس احمدى و مساوات و مواسات مؤسسه در آئين محمدى شدند اين سلسله بودند كه افتخار مهاجرت و مجاهدت فى سبيل اللّه را اختيار و شرف خود قرار داده در زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم شب و روز ( المستغاث بك يا صاحب الزمان ) گويان در طريق دادخواهى پويان بودند و ما رعايا و بيچارگان تأسى به آنها كرده بعد كه غرض را نوعى دانسته آسايش عموم را مقصود و ملحوظ شما آقايان ديده به قدر الاستطاعة در همراهى حاضر شده چه گفتيد كه نكرديم چه خواستيد كه امتناع نموديم تا كمكم پرده از روى كار برداشته شد و بعقيدهء مردم خودبين با غرض شوخى بجدى و اصل مطلب بعرض آستان مبارك ملوكانه رسيد و رفع اشتباه خاطر معدلت مظاهر گرديد كه غرض ثبات و دوام دولت است نه معارضه و ضديت مقصود دعاى وجود مسعود خسروانه است باجراء قوانين معدلت و آبادى مملكت نه مجادله و خصومت روسياهى خائنان دولت ظاهر و اغراض نفسانى مفسدين ملك و ملت آشكار گرديد كه آنهائيكه خود را از هواخواهان سلطنت ميشمردند اولين دشمن جان و نخستين خصم قوى پنجه شخص سلطان هستند اسم خود را بهانهء كامرانى خويش قرار داده بستگى و نوكرى دولت را مايهء ثروت و احتشام خود نموده از مراسم رسومات عدالت و افتتاح معدلتخانه چون ديو رجيم از كلمهء مباركه ( لا حول ) گريزان و در هراسند بلى اگر قوانين اسلام بميان آمد هريك از اين نفسپرستان در اندك زمانى داراى دولت بيشمار و صاحب ضياع و عقار نخواهند شد تا القاء شبهات نمايند و خاطر مبارك شاهانه را بدسايس و مفتريات نيالايند نميتوانند به مقصود رسيد بلكه از مقصود باز ميمانند حيله و نيرنك بهم آميخته و طرح نوى برانگيخته به خيال خود حيله كردند و صرفه بردند اسكات شما آقايان و اضطرار و الجاء ما بيچارگان در صدور دستخط ملوكانه بر انجام مقاصد و تقبيل و القاء شبهه بر اذهان صافيهء شما پيشوايان كه جز خيرخواهى عموم مردم درنظر نداشتيد و نداريد بدانگونه نمودند كه دستخط ملوكانه شرف صدور يافته و حاجات شما به خوبى و