ناظم الاسلام كرمانى
325
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
خوشى برآمده اگرچه بعضى از مردمان مجرب و نفوس مهذب كه همه وقت آثار را از مؤثر شناختهاند اظهار داشتند كه به اين حيلههاى بيّن و آشكار دست از كار كشيدن نشايد كه هرگز از گرگ آدمى خوار رسم رحم و شبانى نيايد . نماز گربهء عابد براى گرفتن موش است و الا در خاطرش جز تصوّر طعمه هرچه هست فراموش است مكرر عرض شد تا دست تطاول اين گرگسيرتان آدمى صورت در قبض و بسط امور مملكت مبسوط است و اجراء مصداق دستخط مبارك كه حاكى از نيّت پاك ملوكانه است بىميل اين دزدان منوط و مربوط است از حيّز امكان خارج بلكه محقق البطلان است چرا كه اين سراپاى ملت بيچاره را در مقابل خيالات نفسانيهء خود جزو ترانه و اين حكايات جانسوز يكمشت رعيت فلكزدهء آواره را مثل افسانه پندارند هيچ غرض از صدور اين دستخط ندارند مگر اينكه وقتى را فرصت شمارند و بعد از اسكات خلق حيله آغازند بلكه بتوانند در ميان علماء و آقايان سنك تفرقهء نفاق اندازند تا بر خر خود سوار شده و اين يكمشت فقير بيچارگان گرسنه را در جلو مركب كامرانى و شهوتپرستى خود پياده بدوانند و از اموال ما بيچارگان كه داراى روح و حيات و جان و مال نيستيم باغ و عمارت بسازند هرچه داد زديم نشنيديد ، بلكه در جواب فرموديد قول سلطان تالى امر يزدانست و دستخط شاهان قويم البنيان و لازم الاذعان چگونه مىشود از مصدر منيع سلطنت كبرى امرى صادر و بامضاى صدارت عظمى برسد و قرارى داده شود كه باجراء نرسد چون كمال اميدوارى و اطمينان بفطرت سليمه و نيت خالص اعليحضرت همايون داشته و داريم كه قلبا مايل بنفوذ قوانين شرع و عدل و داد هستند از صميم قلب تشكرات فائقه را در حرم محترم امامزادهء واجب التعظيم نموديم با كمال شوق و شعف قلبى و اطمينان خاطر پاىكوبان و دستافشان بمنازل خود مراجعت كرده همى خوانديم ( حاجت ما برآمده ) با نهايت ميل و دلبستگى بافتتاح مجلس عدالت تصور نموديم بعد از رفع خستگى به اين نعمت عظمى نايل خواهيم شد هروقت خدمت شما آقا رسيديم و عرض كرديم جوابى شنيديم . يك روز فرموديد حضرت اتابك كسالت دارد روز ديگر بنقاهت وجود مبارك شاهانه متعذر شديد گاهى امورات مهمهء دولتى را پيش آورديد بمذاكرات و شورى برگذار كرديد تا به خوبى بر تمام مردم معلوم شد نتيجهء آن اقدامات و تضرّرات ازدياد لجاجت گرديد و معنى ( وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً ) در وجود آنان مكشوف تمام آفاق شد گوشت و نان را به قيمت جان رسانده برادران و خواهران ما در قوچان و سيستان بهمسايگان كه قصد مال و جانمان دارند فروختند و مال و منال اندوخته بر ظلم و جور افزودند آنچه از دستشان برآمد نمودند على رؤس الاشهاد انّا بكم مستهزؤن گفتند و شنيديد بر ما بيچارگان بسخره خنديدند . آخر آقايان دين و پيشوايان آئين ( مگر خداوند شرف و ناموس را در اروپ از براى زنار و ناقوس آفريده بايد اين يكمشت مسلمان دستخوش هوا و هوس نفسپرستان باشند در اول عرض شد ) اعضاء و جوارح خدمهء اعضاء رئيسه هستند و حفظ و حراست شما آقايان كه در مملكت اسلام بمنزلهء اعضاء رئيسه هستيد بسته بوجود ما بيچارگان است اگر در ما قوه و توان باشد و صلاحيت كارگذارى داشته باشيم كه بتوانيم رفع مضرات بكنيم شماها ميتوانيد آسوده بمانيد اگر در وقتى در اعضاء استرخاء و