سيد صادق سجادى
81
تاريخ برمكيان ( فارسى )
الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ . » « 1 » وى همچنان در زندان بود تا بيمار شد و چون دريافت مرگش نزديك است ، نامهاى كوتاه خطاب به هارون نوشت : « قد تقدّم الخصم الى موقف الفصل ، و انت على الاثر ، و اللّه حكم عدل و ستقدم فتعلم / مرگ آن كس كه دشمنت مىپندارى فرا رسيده و تو نيز در پى آن مىآيى . پروردگار نيكو داورى است و چون پيش آيى آن داورى را خواهى ديد . » هارون بر پشت آن نوشت : « الحكم الذّى رضيت به فى الاخرة لك هو اعدى الخصوم عليك و هو من لا ينقض حكمه و لا يردّ قضاؤه / آن داورى كه تو در آخرت بدان خشنودى ، بدترين دشمنان تست و حكمش نقض نمىشود و خواستش لا محاله انجام مىپذيرد « 2 » » . مرگ يحيى در سوم محرم سال 190 ق ، به روايتى در 189 در زندان روى نمود . او به هنگام مرگ 70 يا 74 سال داشت « 3 » . فضل بن يحيى بر او نماز گزارد و پيكرش را در ربض هرثمه در رقّه بر ساحل فرات دفن كردند « 4 » . فضل نيز همانجا در محرم 193 ق ، پنج ماه پيش از مرگ هارون ، و به روايتى در رمضان 192 در 45 سالگى ظاهرا به علت سكتهء مغزى درگذشت « 5 » . 3 - بررسى علل زوال برمكيان در پهنهء تاريخ بشر ، چه بسيار حوادث بزرگ و خطيرى پديد آمده كه نقشآفرين و تاريخساز بودهاند ، ولى اعماق و زواياى خود آن حوادث چنان در تاريكى فرو رفته كه امروز تبيين و تحليل آن سخت دشوار و بلكه ناممكن مىنمايد . اين معنى ممكن است ناشى از عواملى چون طبيعت موضوع بر حسب توانايىها و نيّات پديدآورندگان آن حوادث ، يا عناصر مادى و معنوى واقعه ، يا شيوهء پرداخت آن توسط مورخان دور و نزديك به واقعه باشد كه غالبا آن را در پرتو عوامل و انگيزههاى كلى و عرضى ، و به گونهاى ترسيم كردهاند كه به تدريج عوامل اصلى و ذاتى را به عقب رانده و علل و انگيزههاى ثانوى و عرضى را جاى آنها نشانده ، يا اساسا آنها را محو كرده است . از آن ميان داستان قتل و
--> ( 1 ) . تاريخ ، همانجا . ( 2 ) . ابن عبد ربه ، 4 / 215 ، 5 / 69 . ( 3 ) . ابن خلكان ، 6 / 228 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 6 / 198 ؛ مسعودى ، مروج ، 386 ، 3 / 343 . ( 4 ) . ابن قتيبه ، المعارف ، 382 ؛ جهشيارى ، 26 ؛ ياقوت ، ادبا ، 10 ( 20 ) / 9 . ( 5 ) . طبرى ، 8 / 341 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 6 / 210 ؛ ابن خلكان ، 4 / 36 .