سيد صادق سجادى

82

تاريخ برمكيان ( فارسى )

حبس و زجر برمكيان يا « نكبت » ، به سبب ابهام يا فقدان دلايل و عوامل مشخص ، مورخان را به حدس و گمان و حتى جعل عوامل خيالى واداشته است . در حالى كه بسيارى از نويسندگان به گونه‌اى از تاريخ اوج و حضيض اين خاندان ياد كرده‌اند كه گويى بىمقدمه و به ناگاه دستخوش سقوط و « نكبت » شده‌اند . امّا غور در همان منابع - اعم از گزارشهاى تاريخى يا داستانى اين معنى را به ذهن متبادر مىكند كه فرو افتادن برمكيان از سرير قدرت ، نه امرى دفعى ، بلكه بازتاب عوامل و حوادث نسبتا ديرپايى بوده كه به تدريج تكوين يافته بوده است . اين نكته بويژه از آثار داستانى - تاريخى داستانگزاران اخبار برامكه به خوبى پيدا است . الف - هارون و برمكيان : چيرگى بر امور خلافت نخست بايد دربارهء حدود قدرت و نفوذ و سيطرهء برمكيان بر دستگاه خلافت و امور كشور سخن گفت . اينكه گفته‌اند هارون هيچ تصرّفى در حكومت نداشت و كارها همه در دست برمكيان بود چندان پذيرفتنى نيست و شواهدى آن را نفى مىكند . مثلا بعضى از نويسندگان تصريح كرده‌اند كه هارون سخت‌كوش‌ترين فرمانروايان بر اطلاع از احوال و اسرار مردم و مردى پرحزم و محتاط بود . همه جا جاسوسان مىپراكند تا او را از اخبار آگاه كنند و حتى خادمى به جعفر برمكى بخشيد بود تا اخبار خانهء او را به خليفه برساند « 1 » . از يك روايت نيز پيداست كه برمكيان ، چنان كه گفته‌اند ، خزانهء دولت را در دست نداشتند و براى برخى كارها از خليفه مال مىگرفتند « 2 » . نيز از اشارات مسعودى دانسته مىشود كه هارون به كار حكومت سخت دلبسته بوده و صاحبان بريد اخبار ولايات را مستقيما به خليفه مىرساندند و بدين سبب از اوضاع و احوال قلمرو خويش اطلاع داشته است « 3 » . ديگر آنكه چون خيزران - مادر خليفه - درگذشت هارون رياست ديوان خاتم را از جعفر برمكى گرفت و به فضل ربيع داد و به او گفت كه خيزران ، وى را از عنايت و توجه به فضل باز مىداشته است « 4 » . عزل محمد بن خالد برمكى از حجابت و تفويض آن به فضل ربيع در 179 ق « 5 » ، عزل فضل برمكى از حكومت خراسان در 180 ق و سپس انتصاب على بن عيسى بن ماهان از دشمنان سرسخت برمكيان ، كه به روزگار

--> ( 1 ) . جاحظ ، التاج ، 170 ؛ اتليدى ، 143 . ( 2 ) . اخبار برمكيان ، برنى ، 78 ب . ( 3 ) . مروج ، 3 / 368 . ( 4 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 119 . ( 5 ) . طبرى ، 8 / 261 ؛ جهشيارى ، 233 .