سيد صادق سجادى
71
تاريخ برمكيان ( فارسى )
به او سپرد و وزير كوچكش خواند ، « 1 » بعضى او را وزير ثانى گفته و آوردهاند كه شغل وزارت بيشتر در دست جعفر بود « 2 » . به روايتى هم خليفه او را سلطان لقب داد « 3 » و نامش را بر سكهها ضرب مىكرد « 4 » . گفتهاند به فرمان هارون كه تاب دورى جعفر نداشت ، جامهاى فراخ با دو يقه دوخته بودند و او با جعفر هر دو آن را در بر مىكردند « 5 » . بنا به بعضى روايتها يحيى برمكى اين مايه نزديكى و انس را نمىپسنديد و اين معنى را به هارون نيز گفته و با انكار او روبرو شده بود « 6 » . به روايت داستانى عبد الجليل يزدى ، فضل بن ربيع از رقيبان سرسخت برمكيان هم براى دور راندن جعفر ، جوانى هنرمند و دانا به نام زرارة بن محمد را با هارون آشنا كرد تا به تدريج جاى جعفر را نزد خليفه بگيرد . هارون نيز او را به خود نزديك گردانيد و به منادمت برگزيد . زرارة هم از سعايت و دشمنى در حق جعفر فرو گذار نمىكرد تا جعفر حاجبان و دربانان را گفت زرارة را راه ندهند و به خليفه گفت كه وى بيمار است ، و چندان اين جدايى را به درازا كشانيد كه زرارة از رنج حرمان درگذشت « 7 » . از آن سوى هارون به خواهر خويش عباسه نيز سخت علاقه داشت و چون نمىخواست روزى كه با يكى از آن دو ، جعفر يا عباسه ، به سر مىبرد از همنشينى با ديگرى محروم بماند ، آن دو را به عقد يكديگر درآورد بدان شرط كه فقط در حضور او با يكديگر بنشينند و سخن بگويند و بيرون از مجلس خليفه بيگانه باشند . گفتهاند جعفر ازين كار سخت ناخشنود بود و هارون او را به قبول آن واداشت « 8 » . مورخان همين واقعه را - كه دربارهء درستى يا نادرستى آن ، پائينتر سخن گفته خواهد شد - كه به ارتباط زناشويى ميان جعفر و عباسه منجر گرديد ، عمدهترين عامل قتل جعفر و سقوط برامكه دانستهاند . به هر حال آوردهاند كه هارون در هيچ كارى با جعفر مخالفت نمىكرد و او نيز هرچه مىخواست انجام مىداد و حتى به جاى خليفه تعهدات سنگين بر گردن
--> ( 1 ) . نك بالاتر همين فصل . ( 2 ) . بيهقى ، ابو الفضل ، 888 . ( 3 ) . قلقشندى ، 8 / 403 - 404 ؛ قس : ابن خلدون ، مقدمه ، 2 / 777 . ( 4 ) . بارتولد ، خليفه و . . . ص 91 . ( 5 ) . ابن خلكان ، 1 / 332 . ( 6 ) . طبرى ، 8 / 291 . ( 7 ) . عبد الجليل ، اخبار برامكه ، مجموعه شفر ، 49 - 55 . ( 8 ) . مسعودى ، مروج ، 3 / 375 .