سيد صادق سجادى

72

تاريخ برمكيان ( فارسى )

مىگرفت « 1 » كه مايهء شگفتى خلق مىشد « 2 » . ابن عبد ربه داستانى آورده كه حاكى از سيطرهء كامل جعفر بر ارادهء خليفه ، حتى در امور خانوادگى اوست . به گزارش او و به روايت از ابراهيم بن مهدى ، خليفه روزگارى به مناسبتى بر عبد الملك بن صالح هاشمى خشمناك شد و او را از خود براند . عبد الملك كه با جعفر دوستى داشت وى را به وساطت برانگيخت تا خليفه را از او خشنود سازد ، چهارصد هزار دينار زر از خليفه براى او بستاند تا وام خويش بگزارد ، دختر خليفه به عقد پسر عبد الملك درآيد و آن پسر به حكومت جايى منصوب گردد . جعفر در همان مجلس همه اين خواهشها را از سوى خليفه پذيرفت و روا گردانيد . در حالى كه حاضران ازين معنى سخت حيرت كرده بودند امّا ديدند كه هارون همه را پذيرفت و دختر را به زنى داد و پسر را والى مصر گردانيد « 3 » . چنين مقهوريتى در برابر جعفر از سوى خليفه‌اى كه خود به سطوت و هيبت شهره بود سخت شگفت مىنمايد . بىگمان در اين روايت كه در دستگاه خليفه « خرد و بزرگ و غلمان و متعلّقان و هر كه را آنجا بود از ترس و صلابت جعفر جز آن نكردى كه او خواستى و نيز چندان بذل و عطا و كرم فرمودى كه او را بر هارون ترجيح نهادى « 4 » » ، و روايات مانند آن‌كه بعدها ساخته‌اند مبالغه‌ها رفته است . چه شواهد و دلايل بسيارى در دست است كه نشان مىدهد يحيى و فرزندانش در همين ايّام نيز سيطره نامحدود نداشتند و هارون برخى امور را خود راه مىبرد و به خواست برمكيان وقعى نمىنهاد « 5 » . با اين همه انكار نمىتوان كرد كه برمكيان طى حدود هيجده سال وزارت ، روزگارى را نيز در اوج قدرت سپرى كردند و بر امور كشور تسلّطى بىمانند داشتند چنان كه ايام كامرانى خويش را بىانجام مىپنداشتند « 6 » . امّا دورهء « نكبت » و سقوط دررسيد .

--> ( 1 ) . ابن خلكان ، 1 / 332 ؛ تنوخى ، المستجاد ، 155 - 156 . ( 2 ) . اخبار برمكيان ، برنى ، 42 الف تا 43 ب . ( 3 ) . عقد الفريد ، 1 / 267 - 268 . ( 4 ) . عبد الجليل ، اخبار برامكه ، مجموعه شفر ، 55 . ( 5 ) . نگاه كنيد به فصول بعد . ( 6 ) . يعقوبى ، تاريخ ، 3 / 159 ؛ مسعودى ، مروج ، 3 / 375 .