سيد صادق سجادى
63
تاريخ برمكيان ( فارسى )
مىكردند - اصلح اللّه الوزير ، اعز اللّه الامير . . . - نشانهء اهميّت و اعتبار اوست كه به راستى وزارت و امارت را جمع كرده بود « 1 » . دربارهء تاريخ امارت فضل بر ايالات ايران و ماوراء النهر و وسعت اين امارت ميان منابع اندك اختلافى هست . يعقوبى حكومت او را بر خراسان از سال 176 ق دانسته است . در حالى كه به روايت گرديزى درين تاريخ جعفر بن محمد بن الاشعت حكومت خراسان داشت كه پسرش را به جنگ كابلشاه فرستاد و او شاهبهار را فتح كرد « 2 » . جهشيارى « 3 » آورده كه در سال 176 ق ولايت قلمرو شرقى خلافت از نهروان « 4 » تا اقصاى بلاد ترك به فضل داده شد و در 178 عازم خراسان گرديد « 5 » . اين روايت كه در همين ايّام خراشة بن سنان در دينور خروج كرد و ابراهيم بن جبرائيل از سوى فضل به سركوب او رفت « 6 » ، مىتواند مؤيد اين معنى و حكومت فضل بر بخش بزرگى از قلمرو شرقى خلافت باشد . حمزهء اصفهانى « 7 » بر آن است كه فضل حكومت جرجان و سيستان و خراسان و جبال يافت و نخست يحيى بن معاذ را به نيابت از خود در رمضان 177 ق بدانجا فرستاد و خود در صفر 178 ق عازم خراسان شد و وارد مرو گشت و از آنجا به راه بلخ به سمرقند رفت و سپس بازگشت و در مرو مقام گرفت . در همين دوره شورش يحيى بن عبد الله بن حسن مثنى در طبرستان رخ داد . بعضى مورخان اين واقعه را به گونهاى آوردهاند كه گويا امارت فضل اصلا براى سركوب يحيى بوده است . ابو الفرج ضمن تأييد اين معنى ، تصريح كرده كه پس از واقعهء فخ ، يحيى بن عبد الله مدتها پنهان و متوارى بود و در پى پناهگاهى مىگشت . فضل بن يحيى مخفيگاه او را دانست و پيام داد كه به ديلمستان برود و فرمان نوشت كه كسى در آنجا متعرض او نشود . يحيى پنهان به آنجا رفت . چون هارون از اين خبر يافت ، فضل را حكومت نواحى شرق داد و گفت به مقابلهء يحيى رود « 8 » . مطابق بعضى
--> ( 1 ) . ابن المعتز ، طبقات ، 213 - 215 ؛ بيهقى ، المحاسن ، 329 ؛ خطيب ، 12 / 337 - 338 . ( 2 ) . البلدان ، طبع ليدن ، ص 290 ، گرديزى 284 - 285 . ( 3 ) . جهشيارى ، ص 190 . ( 4 ) . بايد شروان صحيح باشد ، چنان كه در ابن خلكان ، 4 / 29 آمده است . ( 5 ) . نيز نك ابن خلكان ، 4 / 29 . ( 6 ) . گرديزى ، ص 288 ( 7 ) . تاريخ سنى ملوك الارض ، ص 142 . ( 8 ) . ابو الفرج ، 309 ؛ ناطق بالحق ، 80 ؛ نيز نك كسروى ، 19 .