سيد صادق سجادى

362

تاريخ برمكيان ( فارسى )

را « 1 » . و چون حال برين جمله باشد حاجت نباشد بيان نمودن عنايت من در باب شما كه فرزندان پير مخدوم منيد . بدانيد كه امير المؤمنين امام به حق ، مأمون بن هارون اعزّ اللّه انصاره همه خراسان صافى گردانيد و امرا و ولات خود بر هر شهر و ولايت گماشت و اكنون قصد عراق كرد و يقين كه خلافت به حق امام راست و عنقريب دست قدرت او بر همه جهان گشاده خواهد شد و مخالفان خود را بخواهد ماليد « 2 » . همه خويشان و فرزندان و نزديكان سوى مرو شتابيد و تقصير را مجال ندهيد « 3 » . من جمله ضياع و عقار و املاك شما را از بندگى خليفه توقيع ستده‌ام . بايد كه شما تغافل و تقصير نكنيد و به درگاه آئيد تا من جهد كنم و از حق تعالى توفيق طلبم بر گزاردن حقوق پدر و جّد شما . چون اين مكتوب به عباس فضل و على عيسى ماهان كه در خوف بودند رسيد ، جوانان ديگر را با خويش يار كردند و به درگاه مأمون رفتند و نوازش و مراحم بسيار يافتند و سهل فضل « 4 » ، حق نعمت يحيى در باب « 5 » فرزندان ايشان به واجبى بگزارد و حرمت و حشمت ايشان چنان نگاهداشت كه از هم‌چو اويى سزد . و جمله بزرگان عراق و مهتران ايران و خراسان او را برين محافظت حق نعمت محامد بسيار گفتند ؛ « 6 » و هر كه بقاياى آل برمك را لطفى و پرسشى بر خود واجب مىديد « 7 » ، مىخواستند كه خاك قدم او را در ديدهاى خود كشند . و اللّه اعلم باالصّواب « 8 » . حكايت در مكتوب نوشتن يحيى برمكى به هارون « 9 » در حالت شدايد امور در حين حبس

--> ( 1 ) . ك پس ازين دارد : بلكه زيادت و در تهذيب و تأديب من رنج بيش از آن برد كه در حق فرزندان خويش . ( 2 ) . ك : نخواهد ماند . ( 3 ) . ك به جاى « همه . . . ندهيد » دارد : تا همه از خويشان و فرزندان و نزديكان مژده ستانند و تقصير را مجال ندهند . ( 4 ) . ك : فضل سهيل . ( 5 ) . ل : يحيى در باب . ( 6 ) . ك : كنند . ( 7 ) . ك : و هركس در حقّ آل برمك لطفى و احسانى مىكرد . ( 8 ) . ك : و اللّه اعلم باالصّواب . ( 9 ) . ك : هارون الرّشيد .