سيد صادق سجادى
363
تاريخ برمكيان ( فارسى )
چنين گويد سيّار بن معروف كه چون محنت بر يحيى سخت گشت « 1 » و در زندان متحيّر ماند و چهان روشن بر ايشان تاريك نمودن گرفت ، عجب قصّه و شعرى نبشت از زندان و بر هارون فرستاد . و مكتوب برين جمله نوشته است : « بنده يحيى برمكى با امير المؤمنين هارون - كه سرور خلفا و مهتران و مهترزادگان و بندگان « 2 » راه راست « 3 » بر سنت پيغمبر عليه الصّلاة و السّلام و طريقهء اسلام و گماشتهء خداست اندر همه عالم بر بندگان او - روزگار گذرانيده و در خدمت او عيب « 4 » گناهكارى و خطا برو راست گشته و گناه خويش تحقيق دانسته و از جهت خدمت « 5 » بسيار نظر [ به ] رحمت امير المؤمنين داشت . پس آنچنان « 6 » روى ازو گردانيد و همه حادثات روزگار برو فرود آمد و از نعمت و راحت به محنت و شدت رسيد و از كوشكهاى رفيع و روشن به زندان تنگ و تاريك « 7 » گرفتار گشت تا به روز مرگ ، او را جز غم خوردن هيچ كارى نيست . هر ساعت كه به محنت برود به درازى روزى است ، و هر شب كه در اندوه بگذرد به درازى سالى « 8 » . هر زمانى مرگ « 9 » را معاينه همىبيند و اى كاشكى كه زودتر مرگ رسيدى تا ازين شدّت خلاص شدى . و در محنت هيچ راحت نيست جز كه زارى نمودن به محل امير المؤمنين و راه جستن به رحمت كردن او كه از خداى خواهم كه تا مرگ من پيش او كناد . هرگز درد كم يافتن « 10 » او مرا منماياد به حق محمّد و آله الامجاد . و خدا را گواه مىخوانم ، و امير المؤمنين داند كه خدا را به هرزه گواه نخوانم ، كه جدا از خدمت او تا چه حد تأسّف مىكشم و اين تأسّف بر « 11 » آن جاه و منزلت و اسباب و فرزندان نيست كه من نيكو مىدانم كه اين جمله عاريتى است « 12 » ، عاريت را البته باز خواهند . حاجت چندين نوشتن « 13 » من اين
--> ( 1 ) . ل : چو محنت يحيى چنان سخت گذشت . ( 2 ) . ك : مهترزاده بندگان . ( 3 ) . ل : راه راست فرمود . ( 4 ) . ل : رعيت را . ( 5 ) . ك : - خدمت . ( 6 ) . ل : آن همه جهان . ( 7 ) . ل : تنگى و تاريكى . ( 8 ) . عبارت « هر ساعت . . . سالى » در ك چنين است : هر ساعت محنت برابر سالى است و هر شب به درازى روز قيامت باشد . ( 9 ) . ل : مرگى . ( 10 ) . ك : يافتى . ( 11 ) . ل : بر مقدار . ( 12 ) . ل : - عاريتى است . ( 13 ) . ل : نشستن .