سيد صادق سجادى
361
تاريخ برمكيان ( فارسى )
جا وفات يافت « 1 » ، و موسى بن يحيى در مدينه نقل كرد ، و عباس بن فضل را در بغداد آوردند . در جملهء عرب خاندانى بود از آل برمك كه اگر اسلاف را ذكر كنند همه كسان گويند كه ايشان « 2 » نظير خود در عصر نداشتند ؛ و اگر اخلاف « 3 » را ياد كنند ؛ اگرچه عمر اندك يافتند امّا فتنهها و پريشانىهاى سالها را به امارت و ولايت خويش « 4 » عنقريب « 5 » فرو نشاندند . نسخهاى كه فضل سهل وزير مأمون ، كه از جمله شاگردان و مختّصان يحيى برمكى و فضل و جعفر بود ، به عباس فضل « 6 » و موسى و محمد « 7 » نوشته و از مرو در بغداد فرستاد و ايشان را آنجا طلب كرد « 8 » اين است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، حفظكم اللّه جعلكم « 9 » من . . . « 10 » خليفة الامام « 11 » المأمون امير المؤمنين اعزّ اللّه انصاره . پوشيده نيست كه عنايت من در باب شما كه فرزندان بزرگانيد « 12 » و حق تربيت « 13 » جدّ شما و پدران شما در حق من پنهان نيست . و بدان كه [ اگر ] حق « 14 » نعمت گوناگون او در باب من نبودى و من آن همه بزرگىها و مروّتها و سخاوتها و خلعتها كه آن وزيرزادگان كردهاند من حكايت شنيده بودم ، همبرين بودم و بر من واجب بودى رعايت كردن حق بزرگى اسلاف شما ، خاصه آن پير بزرگوار محتشم را كه در حق من كرم « 15 » فراوان كرده بود . او مرا چنان پرورد كه فرزندان خويش
--> ( 1 ) . ك : كه عباس بن فضل در خراسان وفات يافت . ( 2 ) . ل : هم كسانى خاستند . ( 3 ) . ك : اخلاق . ( 4 ) . ك : به امارت خلق كريم خود . ( 5 ) . ك : - عنقريب . عبارت مغشوش است . ( 6 ) . ك : - و فضل . . . فضل . به جاى آن : مختصان يحيى برمكى بود به بغداد فرستاد و جعفر . ( 7 ) . ل : محمد عثمان . ( 8 ) . ك به جاى « نوشته . . . كرد » دارد : موسى و محمد را آنجا طلب كرد و مكتوب اين است . ( 9 ) . ك : - جعلكم . ( 10 ) . يك كلمه در ل خوانده نشد . ك : من بينى به حق ! ( 11 ) . ل : الانام . ( 12 ) . ك : بزرگ منيد . ( 13 ) . ل : حقپرستى . ( 14 ) . ل : - حق . ( 15 ) . ل : استفسار و كرم . ك : شفقت .