سيد صادق سجادى
315
تاريخ برمكيان ( فارسى )
فامّا از صحت عالى عجب داشتم كه درد مصيبت « 16 » پسر را بر دل من تازه « 17 » گردانيد ؛ و آنچه او را به خلاف و خيانت منسوب فرموده بودند به خدمت امير المؤمنين روشن است « 18 » . امير المؤمنين نيكو مىداند كه پسر من چگونه كسى بود . كسى كه در جهان به هنر و خردمندى و سخاوت و شجاعت طاق بود . جوان مظلوم كشته شود ، حال مادر او چه باشد و چگونه زنده بماند در ماتم اينچنين پسرى . حيات و سعادت او آن باشد كه به دو رسد . و آنچه نوشته شده بود كه هرچه آرزو دارى « 19 » بنويس تا بر تو بفرستم ، آرزوى من درين عالم همان پسر بود . امير المؤمنين آن را بستد و امروز آرزوى من همان است كه به دو برسم و از خداى عزّ و جل به تضرّع و نياز مىخواهم تا مرا به دو رساند « و هو ولى الاجابة « 20 » و القادر عليه » . فامّا اگر رأى امير المؤمنين صواب بيند و حق خدمتهاى پيشينهء من ضعيفه ياد آورد ، آن ضيعتها « 21 » كه بستده است چيزى از آن باز « 22 » دهند تا يتيمان و كودكان من ضايع نمانند و بعد از من به درويشى مبتلا نشوند و بر درهاى مردمان رو نكنند « 23 » . كه آن تير مصيبت و شماتت ديگران خواهد بود . امير المؤمنين را به تحقيق معلوم شد كه هيچكس را اينچنين مصيبتى پيش نيامده و نخواهد آمد . خداى تعالى مرا پسرى داده بود كه در روى زمين كسى را نداده و اكنون چنان محنتى پيش آمده و آن كس كه پسر
--> ( 16 ) . ل : - فامّا از همت عالى عجب داشتم كه . ( 17 ) . ك : زخم تازه . ( 18 ) . ك به جاى « و آنچه . . . است » دارد : آنچه مر او را به خلافت و خيانت منسوب فرموده بودند و به عيب ياد فرموده بودند از كرم امير المؤمنين سزد كه بر من ذكر آن تهمت كه او را به سبب آن كشتندى حرام است و اگر نابوده بر وى جور مىنهد حقيقت و صحت آن به خدمت امير المؤمنين روشن باشد . من بيچارهء مسكينه را بدان بر چه سوزد . ( 19 ) . ك به جاى « و آنچه . . . دارى » دارد : و آنچه اينجا پوشيده است در روز محشر كه قليل و كثير آن اعمال را بر روى او خواهند آورد پوشيده نخواهد ماند ، امّا از راه كرم و كهترنوازى و بيچارهپرورى و شكستهپرسى آنچه فرموده كه هرچه آرزو دارى . ( 20 ) . ك : و هو المأمول للاجابة . ( 21 ) . ل : صنعتها . ( 22 ) . ل : - باز . ( 23 ) . ك : نروند .