سيد صادق سجادى
19
تاريخ برمكيان ( فارسى )
خويش مىبينند مىگويند بيشترين اين حكايتها وضعى مىنمايد . پوشيده نيست كه سلطان ديندار محمود سبكتگين غازى تا چه حد نازكمزاج و راستىطلب است . در همه ربع مسكون كرا زهره و ياراى آن باشد كه حكايت دروغ كريمان را ترجمه كند تا در نظر اعلى بگذرد ؟ و تا هر حكايتى اتفاق نمىشود در صدق آن ، ترجمه نمىشود « 1 » . » اولا اين عبارت اخير مىتواند دليلى باشد بر آنكه لابرى روايات را بررسى مىكرده و برمىگزيده و ترجمه مىكرده و اين خود نوعى گردآورى است و شايد اطلاق « مؤلف » بر او از همين باب بوده باشد . ثانيا بايد گفت در واقع بسيارى از روايات اين كتاب لا اقل در معنى و مضمون ، مشابه گزارشهاى مورخان در منابع تاريخى است ، جز آنكه گردآورنده و شايد مترجم شاخ و برگها يا حكاياتى افسانهاى كه در افواه مردم دربارهء برمكيان رايج بوده بدان افزوده تا فضايل ايشان را برجسته كند . مقايسهء اين كتاب با آثار تاريخى هم نشان مىدهد كه مضمون اغلب حكايات كتاب اصل و منشأ تاريخى دارد ؛ و آن شاخ و برگها را نيز بايد انعكاسى از تلقى و انديشهء مردم نسبت به خصايل و فضايلى دانست كه در محيط آلوده به ستم و فقر و ريا ، آرزوهاى باطنى خويش را در لباس تمجيد از سخاوت و فضل و دادگرى و جوانمرى برمكيان مىنماياندند و تشفّى خاطرى از آن مىجستند . براى نماياندن هماننديهاى روايات اخبار برمكيان با منابع تاريخى مىتوان به بعضى از آنها اشاره كرد : 1 - داستان مهارت جعفر برمكى در امور ديوانى و توقيع هزارنامه در يك روز به دست خود و تأييد عاملان و قاضيان آن توقيعات را . . . جهشيارى نيز آورده است « 2 » . 2 - حكايت احمد بن جنيد اسكافى كه بسيارى از نامهها و درخواستهاى مردم نزد او بود و فرصت عرضه نمىيافت و جعفر برمكى بىاطلاع او همه را خواند و پاسخ نوشت و دستوراتى صادر كرد ، در كتاب خطيب بغدادى آمده است « 3 » . 3 - داستان تنگدستى يحيى برمكى در عصر مهدى عباسى و كمك ابو خالد احول به او . . . را تنوخى و غفارى آوردهاند « 4 » . 4 - داستان مرثيه خواندن يكى از طرفداران برمكيان بر يحيى و بازداشت او توسط مأموران هارون و حكايت محبّت يحيى به اين مرد را ابن طقطقى و به تبع او هندوشاه نقل
--> ( 1 ) . اكرام الناس ، 112 . ( 2 ) . الوزراء و الكتاب ، 131 . ( 3 ) . تاريخ بغداد ، 7 / 153 - 154 . ( 4 ) . تاريخ نگارستان ، 44 - 45 ، به نقل از تنوخى .