سيد صادق سجادى

285

تاريخ برمكيان ( فارسى )

حكايت « 1 » روزى يحيى برمكى سوار شد و به خانهء اسحق بن سليمان كه از خردمندان زمانه و از بزرگان روزگار بود رفت ؛ و من كه شمامه‌ام « 2 » مرا همراه برد . « 3 » و چون اسحق بن سليمان را از آمدن يحيى خبر كردند ، در حال بيرون دويد و يحيى را اعزاز و اكرام بسيار كرد و او را در صدر بنشاند « 4 » و خود به زانوى ادب پيش او بنشست و مرا هم حرمت تمام داشت « 5 » و نزديك خويش بنشاند . بعد از محاوره ، يحيى با او گفت كه من به جهت مشورتى بر تو آمده‌ام . مجلس را خالى فرما تا با تو مشورتى كنم . اسحق بن سليمان مجلس را خالى كرد و به جز يحيى وزير در آن مجلس ديگرى نبود . مرا كه شمامه‌ام هم طلبيدند . يحيى در آن خلوت شكايت هارون الّرشيد آغاز كرد و گفت من با شما « 6 » هر دو كس كه در بغداد در كار رأى و تدبير ، نظير در كار خود ندارند مشورت مىكنم « 7 » كه خلاص ما از هارون به چه وجه باشد كه من مزاج او را معلوم كرده‌ام كه البته در كشتن و برانداختن خاندان ما مصمّم است و شب و روز درين انديشه مىگذراند « 8 » . شما هر دو كس « 9 » به جهت نجات ما

--> در علم جارى يافت ، كار او از حد بندگى مىگذرد و به دعوى خدايى سر برآورده و در زمان از روى معنى أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى مىگويد . چون اين كلمات يحيى تقرير كرد ، در گريه شد و فرمود كه آفرين بر زاهدان و هزار آفرين بر تاركان دنيا باد كه نه در آن دست زنند و نه اين بلاها بكشند و بدانند و نيكو دريابند كه دنيا سم قاتل است و قريب هلاك جان بار آورد . خواه شخص نيكويى كند و خواه از روزگار كرانه كند . عاقبت كار دنيا وخيم است و از چنگال پادشاهان به جهد كم كسى جسته است ؛ [ آنچه ] كه درين ايام نزديك شده بود كه به آل برمك رسد بزرگان و دانايان بغداد به فراست معلوم كرده بودند و در مجلس و محافل و خلوت با يكديگر همين حكايت ايشان . . . ( يك كلمه خوانده نشد ) رسيده به كلى از ايشان متغيّر شده است ! ( 1 ) . ك عنوان را ندارد . ( 2 ) . چنين است در ك ، ل . ( 3 ) . ك پس ازين دارد : و خلق بغداد را به صواب رأى من اعتقادى تمام بود . ( 4 ) . ك : در صفّهء خلوت او را در صدر نشانيد . ( 5 ) . ك : شد . ( 6 ) . ك : بر اين . ( 7 ) . ك : به جاى « در كار . . . مىكنم » دارد : در كار رأى او تدبير مىپرسم . ( 8 ) . ك : برانداختن و خانمان . ما را تباه كردن عازم است و از افعال و اقوال او دريابم كه او هميشه درين انديشه است . ( 9 ) . ك : شما هر دو كس كه از داناترين بغداديد .