سيد صادق سجادى
257
تاريخ برمكيان ( فارسى )
دهم و بسيار املاك و ضياع و عقار به تو بخشم . و بر آن كودك بتأكيد تمام گفت همه گوش به نصيحت و وصيّت اسحق دارى و از سخن او به هيچ وجه بيرون نروى ؛ و فرمود تا اسحق او را به فرزندى پذيرفت ؛ هديهء آن پذيرفتن ، پنجاه هزار درم و ده تخته جامه به اسحق داد . او به تعليم و تأديب على هشام مشغول گشته ، چون چند روزى در افعال و اقوال او به نظر بصيرت نگاه كرد ، ديد كه در اصل فطرت از حسن اخلاق بىبهره آفريده شده ، در تغيير اخلاق او درماند « 1 » و از آن تكفّل « 2 » كه پيش خليفه كرده بود پشيمان شد . چون اعراض ممكن نبود ، على هشام را وصيت كرد كه در آن مال كه يافته بوده است اسراف نكند و خانه بنا كند و چيزى ازين اموال ، ملك بخرد تا آن را به كار آيد و آنچه به ظاهر و به تكلّف راست آيد آن را بقائى و مدارى نباشد ؛ و در تعليم و آداب از نشست و برخاست و سلوك با مردم و خدمه دار الخلافه و معاشرت با خدمتكاران و غلامان بارگاه خلافت و ساير مردم تقصير نمىكرد . امّا چون در اصل خلقت ناقابل و بخيل و ممسك و غضوب آمده بود ، هيچ چيز در او اثر نداشت . اسحق « 3 » دانست اخلاقى كه با او سرشته شده است قابل تغيير نيست . تا روزى مأمون او را پيش خود طلبيد . چون آداب دار الخلافه را مراعات بسيار كرد ، مأمون را خوش آمد و اسحق را انعام وافر داد . چون على بن هشام از پيش خليفه بازگشت ، اسحق موصلى پيشتر شد و عرضه داشت كرد كه بر رأى خليفه مقرّر باد كه آنچه اخلاق و آداب به تكليف است در باب على هشام من تقصير نمىكنم ، اما آنچه با او سرشته شده است و با شير در رگ و اعضاى او در رفته ، تغيير آن اندازه حد بنده نيست . مأمون فرمود معلوم كردم كه ازين سخن گفتن مراد تو چيست . ترا بذل مجهود در تهذيب و تأديب او مىبايد كرد . تغيير آنچه با او آفريدهاند اندازهء تو نيست . چون اسحق دو سه سال غمخوارگى او كرد ، چنان شد « 4 » كه در پيش مأمون در باب او انعامات و اكرامات مبذول مىشد و بلندمرتبه مىگشت . روزى اسحق موصلى در خانه آمد تا ببيند كه تا چه نعمتها ازو خواهد يافت و حقوق او را به چه چيز خواهد گذارد و از
--> ( 1 ) . ك : دورماندگان . ( 2 ) . ك : تكفيل . ( 3 ) . اين عبارت از ل نقل شد . متن پريشان است . ( 4 ) . ك : آنچنان كه .