سيد صادق سجادى

214

تاريخ برمكيان ( فارسى )

خالى نباشد . و اللّه اعلم بالصّواب . در بيان بعضى از احسان و نيكويى يحيى برمك و فرزندان نامدار او و احسانى كه در حق احمد بن ابى خالد احول كردند على بن حسين بن داود از يحيى بن خاقان « 1 » و يحيى بن خاقان از « 2 » حسن بن سهل « 3 » كه وزير مأمون خليفه و از شاگردان آل برمك بود روايت مىكند كه روزى هارون الرّشيد ، يحيى برمك را در مهمى به تعجيل رو به راه كرده بود . به وقت سوار شدن « 4 » حجّاب گفتند كه حاجتمندان بر در ايستاده‌اند « 5 » . يحيى گفت به تعجيل مىروم و فرصت ندارم كه به حال ايشان پردازم و حاجت ايشان برآرم . امروز حاجتمندان « 6 » را به معذرت بازگردانيد و بگوئيد تا پگاه حاضر شوند تا آنچه از ادب و حق‌گزارى باشد « 7 » در باب شما كرده آيد . حجّاب ، اهل حاجت را معذرت كردند « 8 » و گفتند كه وزير شما را سلام رسانيده معذرت خواست و فرمود كه صباح زود باز گرديد ، آنچه ملتمسات شما باشد روا « 9 » شود . چون ديگر « 10 » حاجتمندان درآمدند يكى از ميان ايشان احمد بن ابى خالد احول دبير مهدى خليفه بود و در آن وقت در حق يحيى برمك لطفى و نيكويى كرده بود « 11 » . چون او را درمانده ديد ، فضل پسر خود را گفت كه چون من امروز از مهمّ خليفه فارغ شوم حكايت پدر اين مرد كه بر من چه كرده است بپرسى . فضل گفت همچنان كنم . يحيى به درگاه رفت و آن كارى كه خليفه فرموده بود به اتمام رسانيد . روز ديگر بر حكم وعده « 12 » حاجتمندان را پيش طلبيد و چون نظر يحيى بر احمد خالد افتاد ، به بشاشت پيش خود طلب داشت و

--> ( 1 ) . ك : قاخان . ( 2 ) . اساس ، ك : - « و يحيى . . . از » . از ل نقل شد . ( 3 ) . اساس ، ك : از يحيى بن خاقان بن حسن بن سهيل . ( 4 ) . اساس به جاى « به . . . شدن » ، دارد : يحيى سوار شد از خانه . ( 5 ) . ك : دانشمندان بر در بسيارند . ( 6 ) . ك : دانشمندان . ( 7 ) . ك : تا آنچه از آداب حق شما باشد . ( 8 ) . اساس : - « حجّاب . . . كردند » . ( 9 ) . ك : روان . ( 10 ) . اساس : چون روز ديگر . ( 11 ) . يعنى پدر او ، ابو خالد اخول در حق يحيى نيكويى كرده بود . ( 12 ) . ك : - بر حكم وعده .