سيد صادق سجادى
179
تاريخ برمكيان ( فارسى )
بگذرد و [ از ] استبدادى كه خوى او بود باز آيد . ناچار جعفر به حكم خليفهء زمان التزام نمود و آن تزويج كه بدان شرط گفته بود قبول كرد . و چون شمّهوار يحيى پدر جعفر و فضل برادر او و برادران ديگر شنيدند ، اندوهناك و غمناك گشتند و تعزيت روزگار خود بداشتند و در مصيبت بنشستند و با يكديگر گفتند چون نام نيك و آوازهء جود ما عالم را گرفت و جهانيان به ذكر خير « 1 » ما رطب اللسان گشتند ، امير المؤمنين را غيرت آمد و بر ما حسد كرد و راه برانداختن جز اينكه « 2 » عبّاسه را به جعفر دهد و او را متهم كند و بعد از آن در خون و مال ما كوشد « 3 » [ ندانست ] . رفتيم و گذشتيم « 4 » . بعد از اين ما را طريقهء رفتگان زندگانى بايد كرد . زمان زمان منتظر نكال و و بال و هلاك بايد بود كه ما را با اين روزگار آراسته فلك نتوانست ديد و روزگار بدين طريق چشمزخمى رسانيد . و فى الحال جعفر چون به عبّاسه محرم شد ، در يك مجلس مىنشستند و برمىخاستند و با يكديگر سخن مىگفتند و عبّاسه در غايت حسن و نهايت جمال بىبدل بود . كار عاشقى بالا گرفت و ساعت به ساعت ميلها و رغبتها از طرفين زياده مىشد و هرچند جعفر احتراز مىكرد و پرهيز مىنمود سودى نداشت . و ليكن معلوم دانايان عالم است كه پنبه را با آتش در حقّه « 5 » داشتن از محالات است . ناگاه شبى عبّاسه از طوفانى « 6 » كه داشت قصد جعفر نمود . جعفر شرابى خورده و مست و سرخوش گشته به دست آنچنان ماهروى سروقدى [ و ] دلآشوبى « 7 » گرفتار شد و عاقبت بيچاره ناچار كام راندند و ميلى كه داشتند يكى به « 8 » هزار شد كه عبّاسه جميلهء جهان بود . جعفر در جمال و كمال و لطافت و شيرينسخنى و ظرافت نظير خود نداشت ، و در مجالست و معاشرت « 9 » مصاحب يكديگر مىبودند و نمىتوانستند كه چشم از روى يكديگر بردارند و فريفتهء يكديگر شدند . هارون الرّشيد به فراست دريافت كه ميان ايشان رفت « 10 » آنچه رفتنى بود . از آن تزويج دلش بشوريد و در حال تفرقه كردن مصلحت نديد . جعفر و عبّاسه به جهت مواصلت در حيله و چاره شدند ؛ و عبّاسه باغى در غايت لطافت و خوبى داشت بر سر دجله . نهال
--> ( 1 ) . ك : - خير . ( 2 ) . ك : خزاين ( كذا ) . ( 3 ) . ك : مال ما نشيند . ( 4 ) . ك : رفتم و گذشتم . ( 5 ) . ك : يك حقّه . ( 6 ) . ك : توفانى . ( 7 ) . ك : و قدى دلآشوب . ( 8 ) . ك : - به . ( 9 ) . اساس : و مجالس و معاشرات . ( 10 ) . اساس : - رفت .