سيد صادق سجادى

154

تاريخ برمكيان ( فارسى )

غايت جود « 1 » ، پيرهنى كه آن روز جز آن نداشت بر يتيم بخشيد و دست مبارك را طوق گردن مىساخت تا از آسمان حكم مىرسيد « وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ » « 11 » . و هزاران « 2 » آفرين بر صحابهء كرام رسول اكرم الاكرمين باد كه چون از بركات صحبت و ميامن مجالست آن اسخى الاسخيا ، اعنى محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و سلم ، بر شرق و غرب عالم كامياب گشتند و عرب و عجم و روم و دمشق و مصر را بگرفتند و بر گنج‌هاى اكاسره و خزاين قياصره دست تصرف بگشادند ، آن همه ذخاير و دفاين قرنها و عصرهاى ايشان را به بندگان خدا نثار كردند و روزگار خود را بر تخت جمشيدى و اورنگ خسروى به نان جو و خرقهء پشمين گذرانيدند و در جهان داد سخاوت و انصاف و كرم بدادند ، و در حالت حاجت بيگانه و خويش « 3 » از سر « 4 » هرچه داشتند بخاستند و ايثار را شعار و دثار خويش ساختند و در قرآن در صفت ايثار آن شاهان نازل گشت : « وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ » « 12 » . و بعد ثناء پروردگار ، جلّ ذكره ، و درود رسول آفريدگار ، صلى اللّه عليه و آله « 5 » و سلّم ، و محامد صحابهء كرام ، رضوان اللّه عليهم اجمعين ، چنين گويد ضياء برنى ، كه ريزه چين « 6 » خوان مصنّفان و مؤلّفان متقّدم و متأخّر است ، كه روزى بنده مآثر محمودى را كه امام قفال « 7 » تأليف كرده است مطالعه مىكرد . در آن ذكر كرده است كه به خدمت سلطان محمود غازى ، انار اللّه برهانه ، آمد و شد بسيار بود و آنكه سلطان محمود مذهب امام شافعى را ملتزم گشت از اثر صحبت من بود . در جمله روزى در مجلس سلطان ذكر اسخيا و صاحبان كرم مىكردند . چون سلطان محمود به كرم جبلى و سخاوت ذاتى آراسته بود ، سرگذشت كريمان به طبع شنيدى و در استماع حكايات سخاوت ميلى تمام داشت . من كه قفالم حكايت « 8 » سخاوت برمكيان در انداختم و گفتم كه ايشان را سخاوت با مكارم

--> ( 1 ) . اساس : - جود . ( 2 ) . ك : هزار . ل : هزاران هزار . ( 3 ) . ك : و در ساعت مايهء خويش را . ( 4 ) . اساس : - سر . ( 5 ) . « و آله » فقط در ل . ( 6 ) . ك : ريزه‌خور . ( 7 ) . ل : قفالى . ( 8 ) . ك : ذكر . ( 11 ) . قرآن كريم ، المائده / 64 . ( 12 ) . قرآن كريم ، الحشر / 9 .