سيد صادق سجادى

139

تاريخ برمكيان ( فارسى )

ابن النديم « 1 » او را در زمرهء بلغاى عصر آورده ؛ يوسف بن صبيح و ليث بن نصر سيّار كه نحوى و شاعر و كاتبى چيره‌دست بودند ؛ محمد بن ليث از كاتبان بليغ و فقيه دستگاه برامكه كه رساله‌اى عالى در خط و قلم براى جعفر نگاشت « 2 » ؛ و بالاخره انس بن ابى الشيخ كه ابن النديم نيز از او در زمرهء سخنوران عصر ياد كرده « 3 » و جاحظ او را در زمرهء كاتبان اديب دانسته و آورده كه همراه جعفر برمكى كشته شد « 4 » ، همه از آن جمله‌اند . آن رخنه و سستى كه پس از برمكيان در كار دولت و ديوان پديد آمد ، از اسباب پشيمانى هارون شد و با آنكه خود فرمان داده بود « پوشيده و پنهان جستجو كنند تا اگر كسى بر برامكه زارى و ترحّم و افسوس كرد ، او را بگيرند و عقوبت كنند « 5 » » ، خود مىگفت كه ما را بر ناصحان و كاتبانمان برانگيختند و چنين وانمودند كه ايشان مقام خويش را به جاى ما برپاى داشته‌اند . چون بدانچه حاسدان مىخواستند گردن نهاديم ، هيچيك از آنان چنان نبودند كه ما را از برمكيان بىنياز گردانند « 6 » و اين بيت را برخواند : أقلوا علينا لا أبا لابيكم * من اللّوم اوسدّوا الثكان الذى سدوا و مىگفت « آن شغلها كه ايشان مرا كفايت همىكردند و آن تدبيرها كه ايشان داشتند ، اندرين روزگار كس ندانست « 7 » . وى از فضل ربيع و بىخرديهاى او سخت ناخشنود بود و از آنچه كرده بود اظهار پشيمانى مىكرد « 8 » . آورده‌اند كه چون رقعه‌اى را كه يحيى اندكى پيش از مرگ خطاب به هارون نوشته بود به او دادند بسيار گريست « 9 » ؛ و آنگه كه زبير بن رحمان از رنج پشيمانى او مطلع شد ، مرثيه‌اى خواند كه هارون را سخت منقلب گردانيد « 10 » . يا چون ابن يزدانيرود از كاتبان جعفر به خليفه اطمينان داد كه پسر يحيى بر ضد خليفه عملى انجام نداده و هيچگاه از راه فرمانبردارى و اطاعت بيرون نشده بوده ، هارون بر قتل او افسوسها خورد « 11 » . آنگاه كه خبر مرگ يحيى را شنيد گفت عاقل‌ترين و كامل‌ترين بود و جود و كرم و سخاوت نيز با او بمرد « 12 » . گفته‌اند كه اندكى

--> ( 1 ) . الفهرست ، 139 . ( 2 ) . همو ، 134 ؛ ابن عبد ربه ، 4 / 195 - 196 . ( 3 ) . الفهرست ، 140 . ( 4 ) . جهشيارى ، 239 . ( 5 ) . بيهقى ، ابو الفضل ، 242 . ( 6 ) . جهشيارى ، 258 ؛ كتبى ، فوات ، 4 / 226 . ( 7 ) . تاريخ برامكه ، ويرايش قريب ، ص 65 . ( 8 ) . اخبار برمكيان ، برنى ، 31 الف ، 32 ب . ( 9 ) . نيزنك : ابن خلكان ، 6 / 228 . ( 10 ) . ابو الفرج ، اغانى ، 17 / 153 . ( 11 ) . جهشيارى ، 260 - 261 . ( 12 ) . همو ، 261 ؛ اتليدى ، 151 - 152 .